جانا به حاجتی که تورا هست با خدای آخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است
ای پادشاه حسن خدا را بسوختیم آخر سوال کن که گدا را چه حاجت است
ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست در حضرت کریم تمنا چه حاجت است
جام جهان نماست ضمیر منیر دوست اظهار احتیاج خود آنجا چه حاجت است
محتاج جنگ نیست گرت قصد خون ماست چون رخت از آن توست به یغماچه حاجت است
ای عاشق گدا چو لب روح بخش یار میداندت وظیفه تقاضا چه حاجت است
حافظ تو ختم کن که هنرخودعیان شود با مدعی نزاع و محاکا چه حاجت است

برچسب:
نویسنده: تايافا