خرید بک لینک

یه درخت یاس کبود بگیرم ببرم خونهی مامانبزرگ.

ببرمش پایین تو باغچه. دوتایی بکاریمش.

قرار بذاریم هر سال همین موقع بیایم همینجا بهش آب بدیم و بوش کنیم.

عطر یاس رو دوس داره، به منم یاد داده دوس داشته باشم.

شب بو بریزم تو مشت خشکش. واسش بیل بزنم. اونم دونه دونشون رو با عشق بکاره.

یه لبخندِ خوشگل بشینه رو لبش، مثل بار آخر که دست زد به دودولم.

با هم بهار بهارو گوش کنیم.

هیچی نگیم، جفتمون زل بزنیم به باغچه.


آرزوهای دم دست.

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 21:30

صفحه بندی