خرید بک لینک
بهار می رسد دوباره، ای نگار من!

یخ نزن! یخ نزن!

تو را میان دستهام گرم می کنم...

نمیر، نمیر!

نمیر عشق من،

بهار می رسد ز راه!

پر نگیر...

بمان، نرو...

در این زمانه هر چه قلب بود، یخ زده،

تو این یگانه قلب کوچک سپید را ز من نگیر!

همیشه فصل کوچ بود بهترین من

تو عشق را به جای کوچ برگزین.

که کوچ تو در این زمان

برابر است با کوچ من ز جان و تن!

بهار را می آورم ز پشت هفت کوه قاف،

برای تو، فقط برای تو...

یخ نزن!

نمیر!

امید را ز من نگیر...

از دوست عزیزم سعیده. م تاریخ ۲۴/۸/۱۳۷۹

پ ن۱: این شعرو لای دفتر خاطرات دوره دبیرستان پیدا کردم، روزگاری که گذشت..

پ ن ۲: فکر می کنم برای خیلی کارها دیگه دیر شده...

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 21:27

صفحه بندی