مثل وقتی که می برنت گوشه ی کلاس
باید هرچی گفتن بگی چَشم
×
برگی از خاطرات یک آفتابه:
یادته تو درحال ریدن به زندگی مردم بودی
اونوقت من زل زده بودم بهت
تا پاشی و گند و کثافتی که بار آوردیو جم کنم
برو گمشو
تو روحتـ
برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 21:27