یکی حتی برای خندهم که شده...
لوله تفنگ رو بگیره ترفم...
با تصور اینکه خالیه...
شلیک کنه...
اون موقع است که دوست دارم توش گلوله باشه...
بره ...
از پوستم...
از رگهام...
از گوشتم عبور کنه...
و من فقط بگم" اووووووووف" راحت شدم...
برچسب:
نویسنده: تايافا