الان ساعت دو نیم صبحه دارم تو نت چرخ میزنم یعنی اگه الان بابام بیاد ببینه پایه لپی ام درجا میره سمته کمربندش !!
ب جانه خودم ک اینقدر واسه خودم عزیزه تو روز ک روزه می بینه 300 ثانیه رو مخه گرامه ک تو درس نداری کنکور نداری منم ک از همون بچگی جولویه بابام همیشه ب طور عجیبی لال میشم ( البته بایدم بشم ) لال میشم حق میدم پدره , نگرانه وهزار دنگ و فنگه دیگه هرچند بعدا با اخمو تخمی ک از خودم نشون میدم و ب مدت ی روز ب غیر از سلام و خسته نباشید هیچ مکالمه ای بینمون ردو بدل نمیشه خودش از رفتارش پشیمون میشه هرچند ب روش نمیاره ولی دخترمو واحساسات خوب درک می کنم , حالا دلم می خواد پا شه آی ک دلم میخواد یعنی واقعا می خوام هااااا کککککک
داشتم از بدبخیتام می گفتم هااا از چند جهت:
1: ریووک تیکه تیکت می کنم یعنی فقط دلم می خواد تو شعاع دو متریم بیفتی ی کاری کنم صدات از حنجرت درنیاد اعصاب ندارم تو ام بااین صدات روانم بهم میریزی چ وضعیه خو چرا این طورین نه اون کیوی بز( داداشی ببخشیدها کیف می کنم فشت میدم یوهاهاهاهاها) ک آدم اهنگاش گوش میده تا ی روز دلت میخواد بشینی گریه کنی نه اون یسونگ ک ی جوری آهنگ می خونه ک فقط قصد کرده طرف با شنیدنش اونم ی بار بره خودشو از رو برجه میلاد پرت کنه رو زمین یعنی نبودین چی وضعی داشتم سره آهنگه gray paper باناخونام داشتم خودمو پنجول می کشیدم هاااا !!!!!! آهان یادم افتاد اینجا ام فاطی ب مقدار زیاد فش دادم !! خو حقشه می خواست لینکه دانش نده ک حالا قربانی احساسات من شه این وسط نهایتش خودم پیدا میکردم ب خودم فش میدادم
کلا چیزه خرابین این KRY تاقبلش فقط میگفتم JUST YOUNG SEANG الان داد میزدم JUST K.R.Y بماند ک یونگ سنگم یادم نرفته هاااااااااااااااااااااااااااا
حالا تو بشین فکر کن این سه تا اجوبه ی صدا ک دونه دونه صداهاشون آدم می کشه کنار هم شن یعنی چی میشه ها خرابه شونم یعنی آهنگ می خونن در حده چی کله سوجو ی طرف این کی ار وای ی طرف دیگه
واقعا الان واسم سئواله یسونگ ک رفت اجباری ساله بعدم ک مینی میره بعد چ طوری کیو وریووک با کدوم عضوه دیگه بشن کی اروای خودم گریهههههههههه هیچ کی ب پای یسونگ نمیرسه ب والله هیچ خواننده ای کله کره زیروروکنی تنی ک صدای یسونگ داره هیچ احدی نداره بماند تو سوجوهااام همینطور خدایا برم بمیرم استثتاست این بچه استثنا آقا استثناااااااااااااااااااااااااا منو یکی از شک دربیاره
نکته در این گزینه : من از اون الفایی ام ک می گم K.R.Y.S یعنی میدونین چیه نمی تونم بدونه مینی دوسشون داشته باشم یعنی این آهنگ تلخ و شیرین البومه شیشون گوش کنین مرگه ب والله مرگ اون موقع ها ک نمی دونستم این زیر مجموعه داره سوجو 24 ساعته اینو می گوشیدم حالا می فهمم چرا واقعا
صدای مینی ک ب صدای این سه تا اضافه میشه اهنگ رو دوست داشتنی تر می کنه از بس خودش ماشالله دوست داشتنی نیست بچههههههه صداشم از خودش دوست داشتنتی تره ای خدا بکش منو نبینم اینوووو
بماند ک بقیه ی آهنگای دیگشونم حوصله ندارم اسمشون بنویسم ولی یاحضور اقامون اینا چیزه خواستنی تر شده بودند !!!!!!!!!!!!!!بعله !!! میگن پشته هرمرده موفق ی زنه موفقه همینه دیگه !!!بعللهههههههههههههه
2: برررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررمممممممممممممم بیمرم یعنی
من هی میرم تو این تاپیکا هی این لینکای تپل می بینم دلم می خواد سرم بزنم ب دیوار پشته سرم شوخی ندارم جدی میگم اگه ی روز دیدین تو بیمارستانم سرم ی چیزه گنده دورش پیچیده شک نکنین ی کار دسته خودم دادم !! نمیدونم چرا دمه این کنکور ما همه علاقه پیدا کردند ب فعالیت شدید بابا نمی گین منه بدبختم دل دارم همین تالار سوجوها واااااااااای یعنی دیوونه میشم میرم تو بخشش هی حرص بخور هی خودت بزن ب اون راه هی حرص هی بیخیالی یعنی کمپلت قاطی کردم احساساتم بهم پیچیده عجیب اگه جز خانواده هایی بودیم ک ی حرکتمون نمی رفت زیره ذره بین مطمین باشین همین الان ترک تحصیل میکردم !!
بابانذارین لینک دیگه ماله خودتون باشه هرکیم خواست بگین بره خودش پیدا کنه
کم دیوونه نمیشدم از دسته سوجوها دابل اسم اضافه شد هی میرم اونورا هی موهام میکشم هی پنجول هی حرص هی غصه دم ب دم تالار ب روز میشه یعنی چیزایی ام می خوام ک میزارندهااااااا!
از کنسرته پرسونا بگیر تا یورمنشون وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای دلم می خواد جیغ بکشم نصفه شبی دلم می خواد کره ایارو آتیش بزنم همشون از ی دم
تورورووووووووووووووووووووووووووووووو خدا اینقدر منو حرص ندین نمیشه یعنی ؟ اینقده واستو سخته ؟
آخه بابااون لینکا پاک شه من چ گورم بکنم چ کار کنم :(
3: بازم برم بیمیرم ی دونه تابستون دارم اونم ک داره می پره کم خودم سرم صدتا جا نمی چرخه ک این یوسفه خپلوام برداشتند آوردند وره دلمه ما یکی نیست خودم جمع کنه باید بردارم تو سنه 17-18 سالگی ادای مادراام در بیارم هییییییییییییییییییییی :( ی دونه بچه داریم ب سنه 6 هرکی خواست بگه واسش پست کنم جادار مطمین
زبون داره این هوا یعنی خوشم میاد هرچی تو بچگی این بابای ما از چشای ما در اورد این بچه داره از چشاش درمیاره یوهاهاهاهاهاهاهاهاهاها
نکته در این زمینه : تو کلاه قرمزی یادتونه ی شخصیته خر داشتیم ب اسمه جیگر
من علاقه ی خاصی ب این دارم
از اونجایی ک ب یوسف میگم جیگره عمه ! این بچه ام ذوق میکنه هی !!!! برداشتم براش خیلی ریلکس این قضیه ی لقبش توضیح دادم
یعنی نبودین قیافش ببین یوهاهاها 6 سالشه ها ولی از صدتا آدم 20-30 ساله بهتر می فهمهه
تو کفه این خلقت خداام ب جانه مینی 3>
4: باورتون میشه من کنکووووووووووووووووووووووووووووووور دارم
اون روز خواهرم برگشت گفت تازه واسم جاافتاد !!!!!
اگه تادیروز می گفتم صرفا ی چیزه تخیلی بود واسم
ولی الان حقیقت پیداکرده واسم :(
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای :(
ی دونه خواهر دارم اونم جهت کشتنم خداخلقش کرده !!!!
5: بدترین اتفاقی ک این روزا واسم افتاده اینه:
برگشت ب اون دبیرستان لعنتی
لعنتی ب تمام معنا برگشت ب خاطرات بد اعصاب خورد کن ادم کش
هرووقت یاده این می افتم ک قراره دوباره برم تو کلاسی بشینم ک بچه هاش همونایی باشن ک ی سال عذابم دادند اشکمو دراوردند باعث شدن حقی ک ماله خودمو ب خودم تعلق داره وبراش زحمت کشیدم ب ناحق نسبت بهش شک پیدا کنم تنمو می لرزونه
واقعا دیگه تحمل نیشو کنایه های مهرناز تبسم نگار ندارم یاسمین خله همه اینو میدونند ی جورایی جز دسته ی ادما اصلا حسابش نمی کنن ک بخوام در موردش ناراحت بشم اما اون سه تا ی جورایی .... :(
خدایا چی کار کنم اینا همش تقصیر فاطمه است از همون اولم نباید از پروین در میومدم باید همون جا باهمه ی گندیش می شستم عینهو این برده ها دنباله روش شدم حتی الان حاضر نیست ب خاطر من اینجا بمونه ک من ب خاطرش خودمو از اونجا کشوندم بیرون قبول دارم حرفاش منطقیه خیلیم منطقی
صبح نیم ساعت تو گوشم خونده بیابیرون بیابریم امام حسین اونجا بهتره نمی دونم فلانه میدونم ب خدا میدونم ب ابوالفضل میدونم خواهرم پیشش همون جا بود راضی بود پیشرفت داشت اما چی کار کنم دلم کنده نمیشه از استخاره فکر می کنه چون هیچی نمیگم سر از خوشی زیادمه نه اصلا ادمیم ک هیچ وقت ناراحتیمو ب کسی ک نباید ببینه نشون نمیدم حتی زمانی ک اون بلا سره بچه ی داداشم افتاد بااینکه همه تو غمشون داشتن غرق میشدند بازم از خودم هیچی بروز ندادم هیجی اما چرافکر میکنه من راضیم ب این کار نیستم واقعا نیستم
خدا ی جیز میدونه ک حتما اینطوری برداشت کرده اینقدر نظرمو عوض نکن
خودم دلخوشی ندارم اما مجبورم
خدایا اگه حتی احتمال ی درصد امام حسین قبولم کنه رفتن نرفتم ی ریسکه بزرگه میدونی ک پس کمکم کن این چندروز مونده تصمیم درست بگیرم
6: اینو کجای دلم بذارم آخهههههههههههههههههههههههههههه :
جدید ترین لقبم این اواخر توسط مادرگرام ابداع شد: گدای چینی
مامانه مبتکری دارم واقعااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ترجیحا فقط ترجیح میدم سوت بزنم !!!! کم تو انجمن هرروز با ی چیز صدام نمی کنه ی روانی تو خونه ام باید بکشم البته این کشیدن از همون بچگی بود ولی نه ک این اواخر ی خورده اون رومو نشون دادم دیگه کسی جرئت نمی کنه با لقب صدام کنه , مامان جان بحثش جداست
برچسب:
نویسنده: تايافا