اصلا من شاکی ام
چرا هیشکی نفهمید من رو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من این رو برای خودم نوشتم
اما با یک قلم متفاوت وزاویه دید متفاوت
انتظار داشتم یک نفر حداقل متوجه میشد
من مخاطب این انشا نبودم
یک نفر دیگر بودا ای خداااااااااا
الان برم خودکشی کنم یا معتاد بشم خودتون هم میدونید که تقصیرشماهاست
عامو من بی انصاف نیستم بوخدا
من تو تار پود زندگیمون میگردم ومیگردم تا یک نکته مثبت پیدا کنم تا باهاش شاد وشنگول باشم
اونوقت بیام سنگ اندازی کنم
من میتونم محکم وقاطعانه بگم هرگز هرگز هرگز غر الکی نزدم حتی وقتی از ماموریت برگردد وببینم حوله اش را جا گذاشته ووشلواری که تازه خریده را یادش رفته با خودش برگرداند وبدانم شرایط خرید دوباره نداریم وباید از یک چیزهایی بگذریم تا دوباره انها را جایگزین کنیم اما حتی یاد اوریش هم نکرده ام چون اتفاقی که افتاده کاریش هم نمیشه کرد پس انرژی بیخود هدر دادن است
برای همین هم انتظار بی انصافی ندارم
من زندگیم را عاشقانه دوست دارم وبرای بدست اوردنش هزینه کرده ام میخواهم زندگی را الکی به کام هم تلخ نکنیم
همین این توقع زیادی هست ایا؟
خوبی که اقای همسر دارد این است که زود از یادش میرود دلخوری ها
ولی من باعث دلخوری نمیشوم وانتظار هم ندارم دلخورم کند برای همین مدتی طول میکشد تا نرمال شوم ورفتار عادی را در پیش گیرم
نمیتوان دم به ساعت نیشم را جلویش باز کنم وقتی ناراحتم کرده وحق هم دارم
مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برچسب:
نویسنده: تايافا