وقتی که آرومی و پیشم هستی، منم از اینکه پیشتم احساس آرامش میکنم.امروز روزه خیلی خوب و آرومی بود. توی این روزای آروم بیشتر منطقی صحبت میکنی وبیشتر مردونه میشی. واقعا دوس داشتم روزای آخری که میخوام برم، مث این روزا، یروزای قشنگ و آروم و به یاد موندنی باشن. اگه می خواستی میتونستی بهترین داداشبرام باشی و منم ی آبجی خوب. الان دارم وسایلامو که زیاد لازمم نیست و جمع میکنمتوی همون کارتون هایی که تو برام آوردی (دستت درد نکنه). از الان دلم برات تنگمیشه، برا روزایی که باهم بودیم (چه روزای بد، چه روزای خوب). هر کجا هستی موفقباش. بدجور بغضم گرفته و دیگه نمیتونم بیشتر از این بنویسم...
علی جونم، من برا زندگی و خوشبختی تو دعا میکنم؛ تو هم برا من دعاکن که راحت بتونم فراموشت کنم.
برچسب:
نویسنده: تايافا