گزارش برنامه جنگل نوردی از کجور به سی سنگان .
روز پنج شنبههمراه دوستان خوبم آقایان علی دائی چی - جهانبخش دائی چی و حمید امیری کهروز قبل از کرمانشاه مهمان من بودن به میدان ازادی امدیم . ساعت دقیقا 5صبح اونجا رسیدیم قبل از ما حمید بکیان و محمد دوستش و همچنین آقای محمدپور و خانمش هم امده بودن و همین طور آقای غفاری راننده مینی بوس .
بدونتاخیر حرکت کردیم و بین راه با بچه های که قرار بود از کرج به ما ملحقشوند تماس گرفتیم . ساعت 5/45 دقیقه به میدان حافظ ورودی جاده چالوسرسیدیم و تا اخرین نفر یعنی مریم یسرلو خودش رو به ما رسوند ساعت 7 شدهبود . تعدادمون 13 نفر شد .
حمید اقازاده _ فاطمه اقا زاده _ مهدی شایان _ اکرم دومانلو و مریم یسرلو اعضائی بودند که از کرج به ما ملحق شدند .
مسیرهر لحظه شلوغتر می شد و حرکت رو کند تر می کرد . در مرزن آباد برای خریدتوقف کردیم و بعد از تهیه باقی مانده تدارکات به سمت روستای کجور به راهافتادیم .
اندکی بعد از گذشتن از مرزن اباد جاده ای در سمت راست جاده چالوس وجود دارد که به سمت کجور می ره .
ساعت12 ابتدای جاده خاکی منتهی به معدن ذغال سنگ بعد از روستای کجور از مینیبوس پیاده شدیم ، با آقای غفاری در مورد برگشت صحبت شد و قرار گذاشتیم .کمی جلوتر در همان ابتدای مسیر برای خوردن نهار حدود 45 دقیقه توقف داشتیم. ابتدای مسیر جنگل تنک و مملو بود از درخچه های الوچه ( گوجه سبز ) کههنوز نرسیده بود ولی طعم ترش اونا باعث میشد بچه ها ازشون بی بهره نشن .حدود 3 تا 4 کیلومتر جلوتر چشمه ابی بود که روی جاده و در سمت چپ قرارداشت .
کمی جلو تر از چشمه گروهی با موتور های مسابقه و مخصوص کوهستاناز کنار ما گذشتن . و بعد از چند ساعت به معدن رسیدیم از معدن جلوتر جادهخاکی تمام می شد و مسیری مالرو به سمت سی سنگان ادامه پیدا می کرد ( وجوددره با صخره های بلند مانع از ایجاد جاده از این مسیر شده بود ) . کم کمبعد از ورود به دره ابرهای محلی متراکمتر شده و ریزش نم باران محلی هماحساس می شد و به تدریج به این نم و رطوبت افزدوده تا جائی که کاملا مسیرکه از کنار نهر کوچکی که دائما از این سو به اونا سویش می رفتیم بارانی شد. ساعت حدود 4 بود به الونک هائی رسیدیم که گروهموتور سوار انجا کمپ زدهبودن . از انها در مورد چشمه اب سئوال کردیم که ادرس یکی دو کیلومتر پائینتر رو دادن . و درست هم بود . حدود بیست دقیقه بعد از ترک انجا به محلیمناسب برای کمپ رسیدیم که کنارش چشمه بزرگی اب بود . باران هم قطع شده بود. همان جا کمپ شب مانی رو بر قرار کرده و برای خشک کردن لباس ها اتش درستکردیم . کمی پائین تر گروهی حدود سی نفر کرجی مستقر بودند .
تا تاریک شدن هوا فرصتی بود و بچه ها برای عکاسی اطراف کمپ رو می رفتن .
با اقای دائی چی یه قابلمه بزرگ پلو درست کردیم و با خورش کنگری که مادرم درست کرده بود تقریبا همه بچه ها سهمی خوردن .
شب به یاد ماندی داشتیم اونجا و ترانه هایی که اقای دائی چی و گه گداری بقیه بچه ها می خوانندن لذتی وصف ناپذیر بردیم .
چهار چادر زدیم و همه بجز من و دو نفر دیگه از بچه ها در چادر ها مستقر شدن .
من رو زیر انداز خودم کنار اتش دراز کشیدم .
صبحزود همه به خاطر خنکی هوا بیدار شدن و صبحانه ای دلچسب فراهم شد و ساعت 8اونجا رو با جمع کردن چادرها به سمت پائین و کنار دریا ترک کردیم .
مسیر بسیار جذاب بود و چون جاده نداشت بکری و جذابیت جنگل رو دو چندان می کرد .
بعداز چند ساعت راهپیمائی به ایستگاه چوب بری رسیدیم که کنار جاده ای خاکیدرست شده بود ، تصمیم بر این شد بقیه مسیر رو از جاده طی کنیم . بین راههر از گاهی بچه ها برای عکاسی از مناظر سر سبز توقف می کردند .
بلاخرهساعت 12 به کنار سد خاکی صلاح الدین کلاه در محله اویدر رسیدیم اونجا نهارخوریدم و با تماسی که با اقای غفاری داشتیم ایشون هم تا کنار سد امدن وسوار مینی بوس شدیم به پیشنهاد بعضی از دوستان کنار دریا رفتیم و منو دائیچی ها حدود یه ربع در دریا شنا کردیم .بعد دوش گرفته و مجددا سوار مینیبوس شدیم. از اینجا یعنی سی سنگان تا نوشهر حدود 25 کیلومتر راه بود .
جادهچالوس روزهای جمعه یک طرفه میشه و بجز همان ابتدای ورودی جاده که ترافیکشده بود بقیه مسیر خودروها بدون مشکل حرکت می کردند .بعد از اینکه دوستانکرجی در همان میدان حافظ از مینی بوس پیاده شدن ساعت 9 به تهران رسیدیم وبه منزل برگشتیم . فردا صبح ساعت 5 دوستان کرمانشاهی به سمت کرمانشاه بهراه افتادن .
افراد شرکت کننده در برنامه
یوسف سورنی نیا _ علیرضا دائی چی _ جهانبخش دائی چی _ حمید امیری _ محمد محمدپور _ مهدی شایان _ امیر بکیان و محد دوست امیر
خانم ها : فاطمه اقازاده _ حمیده اقازاده _ اکرم دومان لو _ شیرین افتاده _ مریم یسرلو _
برچسب:
نویسنده: تايافا
تاريخ: يکشنبه
9 تير
1392 ساعت: 21:13