خرید بک لینک

امسال عید در نوع خودش برای من بی نظیره ....برخلاف سال های قبل اصلا احساس نمی کنم عید نزدیک است ...اصلا بوی عید نمی شنوم ...نه از شکوفه های تازه باز شده نه از بوی خاک باران خورده ....راستی چرا برخلاف هر سال صدای ترقه نمیاد ؟؟؟؟ چرا بچه ها به استقبال چهارشنبه سوری نرفته اند ؟؟؟؟ انگار بقیه هم دچار همین حس شدند ...انگار عید خیلی دوره ...هنوز خیلی مونده تا به ما برسه ....یا ما به اون برسیم .....

یادم میاد یه عیدی از سال های بچگی ....همین روزها بود شاید .....بساط سفره هفت سین را مادرم تدارک دیده بود و ماهی قرمز هم خریده بود ....یه روز خواستم آب تنگ ماهی را عوض کنم ...آب کهنه را خالی کردم و تنگ با ماهی را گرفتم زیر شیر آب ...اشتباها شیر آب گرم را باز کردم که قبلا مادرم ظرف شسته بود و داغ داغ بود ....شدت آب زیاد بود و تا آمدم به خودم بجنبم ....ماهی بیچاره پخت ...انقدر این صحنه برام زجر آور بود که هنوز بعد از این همه سال وقتی به یادم میاد اذیتم می کنه...اون سال هم برای من عید بسیار بدی بود

اما امسال چه ؟؟؟ ....امسال که ماهی را نکشتم...اصلا سال هاست که دیگه ماهی نمی گیرم .....پس چرا بوی عید نمیاد ؟؟؟ عمو نوروز پشت کدام درخت نارنج پنهان شده ...ننه پیرزن بساط مشاطه گری اش را کجا جا گذاشته ؟؟؟؟؟ بهار دامنش را کجا آویخته ؟؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 17:35

صفحه بندی