خرید بک لینک
فکراموکردم وهمه جوانبودرنظرگرفتم!

من بایدهادی روفراموش کنم چون اگه دوستم داشت توی این 1سال 1حرکتی میکرد.

اگه بخوام باهادی باشم بایدپی خیلی چیزهایی که واسم سخته روبه تنم بزنم واولیش بی بندوباریه!

هادی نمیتونه تکیه گاه خوبی واسم باشه چون نفوذمادرش خیلی زیاده وازطرفی هم رفیق بازی هاش ومعروفیتش درآینده ی نه چندان دورمیتونه پایه گذارعذاب الهی من باشه.

شایدحمیدبتونه اونی باشه که تکمیل کننده ی منه.

حمیدی که همه شهریارروسرش قسم میخورن وتوی نجابت وحجب وحیااگه جزواولین هانباشه میتونه جزوبهترین هاباشه.

دیشب موقع اذان یادحرف1 دوست قدیمی افتادم که گفت همسرتوجوری انتخاب کن که به کمال برسی وبدون شک باحمیدیاامثال اون میشه به کمال رسید؛حتی اگه معروف نباشه،حتی اگه تیپش مردونه باشه،حتی اگه....

خاله ومادرباهام حرف زدن وبااطمینان گفتن:خاک برسرت اگه بخوای پای هادی وایسی چون لیاقت وارزش توخیلی بیشترازاونه واونادنبال 1دخترهمتیپ عروس اولیشون هستن ووصلت بامایعنی کسر شان برای اونا!

نمیخوام بیشترازاین خودموکوچیک کنم وازطرفی هم اگه بخوام باهادی ازدواج کنم اونه که زبونش همیشه سرم درازه ومن دوست ندارم که شوهرم ازمنظردیکتاتوری به خانومش توجه کنه.

پ.ن.1:هادی پسرخوبیه امافاصله هاخیلیه.امیدوارم خوشبخت شه!

پ.ن.2:امیدوارم تصمیم درستی گرفته باشم.

پ.ن.3:خدایاخودت کمکم کن

پ.ن.4:حمیدحیفه به من!:دی

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 21:12

صفحه بندی