خرید بک لینک
ازوقتی که حال مادربدشده وداستان های دنباله دارهادی شروع شده اصلاً دل ودماغ کارکردن توخونه رونداشتمورسمآً خونمونو گندگرفته بود.

تعطیلی 2هفته ای هم برفراخیم افزوده بودواستخون دردلعنتی جایی واسه کارکردن نذاشته بود.

دیروزعصرعزمموجزم کردموکل خونه روجمع وجوروگردگیری وجاروکشیدم.واسه شامم 1غذای خیلی ساده والبته خوشمزه درست کردم که هی بابام تشکرمیکردومیگفت:بابادمت گرم ولی انقدرروغن نریزتوغذاهات:|

آخرشب مامان زنگ زدبه دایی وحالشوپرسیدومنم بادایی صحبت کردم.

بیچاره داییم بخاطرعملش دهنش سرویس شده وبه قول خودش خونش ادراریه(بجای ادرار ازش خون میادبعد12 روز)وهمشم دردمیکشه و5 دقیقه 1بارپاش توی دستشوییه.

بادایی صحبت میکنموحالشومیپرسم که میگه وضعیتم همونه.میگم:دایی چراجواب اس ام اس ندادی؟.میخنده ومیگه:این دایی ش.ا.ش.وت 5دقیقه 1بارپاش تودستشوییه چه جوری جواب اس بده دختر؟:دی

پ.ن.1:الهی بگردم واسه داییم کاش زودترحالش خوب شه:(

پ.ن.2:اسی که به دایی زدم:

نمیدونم صدای اس ام اس روشنیدی دوست داشتی کی باشه...؟

متاسفم که اون نیستم ولی بیشترازاونی که منتظرش هستی دوستت دارم.

پ.ن.3:دایی منصورم عاااااااااااااااااشقتم.

نکته نوشت:پست زیرین روحتمنی بخونید،قشنگه:)

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 21:12

صفحه بندی