خرید بک لینک


در آرزوی
تو هستم ای همیشه نورانی

اسیر زلف تو هستم، نگفته می دانی


تو از قبیله فریادهای خاموشی

زبانه می کشی از سینه های طوفانی


شمیم عطر تو در باغ لاله می پیچد

عزیز گمشده در کوچه های ظلمانی


نشسته ام به در انتظار یکرنگی

بدان امید که روزی گلی برویانی


شکسته قامت هر لاله ای غریبانه

غروب خسته مرا می کشد به ویرانی


شبانه می شنوم از نگاه اشک آلود

که می رسد به دلم عطر یاس پنهانی


هزار پنجره آدینه باز و بسته شود

به گوش دل نرسد نغمه های عرفانی


ولی شنیده ام از قاصدی که می خواند

ز کوی کعبه برآید جمال نورانی


به عشق خال رخت حال ما پریشان است

فدا کنم دل و جان را بر این پریشانی


به کنج میکده هر شب ترا، ترا خوانم

که شاید از می نابت مرا بنوشانی


لبان تشنه ما را ز کوزه ات تر کن

به انتظار تو باشم اگر چه طولانی


من از زمان شکفتن خدا خدا کردم

هزار بوسه برویت زنم به آسانی


اگر چه لایق عشقت نگشته ام اما

شوم به صبحدمی در ره تو قربانی


در انتظار ظهورت چنان پریشانم

که لحظه لحظه عمرم رود به حیرانی


به جز تو ای گل نرگس مرا خیالی نیست

به خاک پای تو سایم همیشه پیشانی


ضریح چشم سیاهت طواف هر شب من

صفای سعی مرا چشم بسته می دانی


دعای عهد ترا هر سحر وفا کردم

مگر به گوش من آید صدای روحانی


به انتظار تو «نادم» ز کفر می نالد

یقین شکایت دل را نگفته می خوانی




پ.ن: دوستان عید نیمه شعبان رو بهتون تبریک

میگم اما یادمون نره که این

ماییم که غائب هستیم نه امام زمان ....

ماییم که گم شدیم و فاصله گرفتیم نه ایشون ...

کاروان عشق از بدو خلقت همیشه بوده و هست!!!

این ماییم که از قافله جا موندیم ...

اگر ما از نور و گرمای خورشید محروم شدیم

و پیمانه عمر رو در سرما و تاریکی سایه پر میکنیم

مشکل از خورشید نیست!!!

مشکل از ماست ...

باید ببینیم مانع چیه؟!!!

از خودمون شروع کنیم

به نظر منحتی یه گام کوچک در خوبتر شدن ما

یک گام بسوی باتمام رسیدن دوران غیبت خواهد بود

و اون روز

روز شادی حقیقی خواهد بود ...

به امید چنین روزی

...


برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 21:12

صفحه بندی