خرید بک لینک
چند متر بیشتر با عراقیا فاصله نداشتیم که خائف زخمی شد.

خون زیادی ازش رفته بود؛ می خواستم بلندش کنم بیارمش عقب، نذاشت.

بهم گفت: "من رو بذار همین جا"

بهش گفتم:"می رسونمت بیمارستان"

بهم گفت: "لازم نیست،آقا اینجا رو به روم نشسته"

بعد آروم ادامه داد: "السلام علیک یا ابا صالح المهدی" و چشماش رو بست.

شهید کاظم خائف

منبع: کتاب من شهید می شوم

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 21:11

صفحه بندی