یه هفته پیش توی حموم داشتم آهنگ حلقه از مجید خراطها رو میخوندم
بابام اومده میگه اینا چیه میخونی ؟
امروز بابام توی حموم بود دیدم داره میخونه رفتم گوش دادم
به نظرتون چی داشت میخوند ؟
سرتو با چی میشوری - با شامپو گلرنگ 
اصن هر جور حساب كتاب میكنم میبینم نـــــــــــه
.
.
.
.
آدم خیلی توپی هستم بدون من اینترنت به شما نمیچسبه !!!
یه تریپی شاعرا دارن که میگن:
زیر بارون گریه کردم تا تو اشکامو نبینی...
من موندم این که اینقدر تلاش کرده که نبینه چرا خودشو لو میده؟؟؟؟
یکی از فانتزیام اینه که برم توی عروسی غریبه و
موقعی که عروس میخواد بعله رو بگه یهو از وسط جمعیت داد برنم: نهههههههه
باهاش ازدواج نکن ، من هنوز دوستت دارمممم …
بعد فامیلای دوماد جنازمو ببرن سمت افق !
یکی دیگه از فانتزیام اینه :
سوار یه پیکان تاکسی بشم ، یه تراول ۵۰ تومنی تا نخورده رو بدم به راننده …
راننده بگه آقا یه نفرید ؟؟؟
منم یه کم مکث کنم و با یه لبخند معنی دار بگم : خعلی وقته …
بعدش پیاده بشم و تو افق حرکت کنم !
راننده هم از پشت صدام بزنه آقا … آقا … آقا ، بقیه پولتون !!!
منم کُتمو بندازم رو دوشمو بی توجه به راننده تو تاریکیا محو بشم
برچسب:
نویسنده: تايافا