چنانکه قدیمیترهای این صفحه ودوستانی که کل وب رو یک دور خوندن والبته مهیای آزمون کتبی آخر هفته اند، مستحضرند ترم تئوری ما دیگه بسر اومده و جز یک نمره که استاد مربوطه اش گویا به کلی فراموش کرده که یه زمانی یه امتحانی گرفته شده وعده ای بی نوا چشم انتظار اعلام نتیجه اونند، باقی نمرات اعلام شده؛ نمراتی که دل بعضی از خوانندگان این وب رو هم خون کرد. امروز یکی از دوستان تماس گرفتن که دکتر اگر دسترسی به نت داری، بیزحمت نمره من وحاج خانم رو هم ببین واطلاع بده که چه کردیم. این زوج خوشبخت باتفاق هم بورس یکی از دانشگاههای معتبر کشورند که دست بر قضا ودر نتیجه تغییر اوضاع سیاسی اجتماعی در حالیکه مدتی هم از تحصیلشون تو خارج ودر مقطع دکتری گذشته بوده ، به ناچار به ایران برمیگردن تا تحصیلات عالیه رو اینجا به اتمام برسونن. این دوستمون ازوناست که مترصد* کوچکترین فرصتن تا واسه خودشون نوشابه باز کنن؛ اون اوایل که خوف حضورشون با رزومه ای که از اسم ورسم تحصیلات تو خارج بهمراه داشتند، گریبان گیر تنی چند از بچه های کلاس شده بود** برای اینکه کمی باهاشون مأنوس بشیم وترسمون هم بریزه ازش پرسیدم که اون طرف تو مقاطع لیسانس وارشد چیا میخونن؟ البته شایان ذکر است ما به واقع وبدلیل توان بالایی که در خود میبینیم*** بیشتر جهت آشنایی بیشتر پرسیدیم واز همون آغاز هیچگونه هراسی به دل راه نداده بودیم. اما ایشون در جواب ما یه پپسی باز کردن وفرمودن همینا که اینجا تو دکتری میخونن. یعنی اعتماد به نفس در سطح بوندسلیگا شایدم لالیگا خلاصه از لیگ برتر بالاتر ... خب دیری نپایید که فهمیدیم این خبرام نیست؛ البته از بد روزگار بعضی اساتید ملاحظه گر تو نمره دادن بعضا ملاحظه همین خارج درس خوندنشون و... رو میکنن، درشرایطی که واقعا چنین دکاتره ای نوبرن. وحسرت ما بر حال آینده دانشجویان زیر دست امثال این عزیزانه. نمراتشونم که چک میکنیم چنین بر میاد که گویا حاج خانم این ترم بیشتر درگیر کارای سارا خانم بودن. سارا خانمی که اوایل ترم اخیر به جمعشون اضافه شده وپیداست آقا هم خوب تونستن زیر بار مسؤولیتها شونه خالی کنن.البته خوب که میگیم در قیاس این زوج با همه،وإلا که ... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.چون همه اساتید اهل ملاحظات به این نحو نیستن.
*ب.ن:منتظر،در کمین
**چندی پیش یکیشون که عضو هیئت علمی هم هست میگفت: اون اوایل چنان ترسی داشتم ، تو خونه به خانمم میگفتم،هر جلسه باید با کلی عرق شرم از کلاس در بیایم،اونم دلداری میداد ومیگفت حالا زیاد نگران نباش بالأخره تو هم مدتی استاد بودی ودانشگاه تدریس داشتی...
***رفته رفته سعی بر اینه کمی تواضع به خرج بدیم واین مظاهر نارشیسم رو هم تو کلاممون کم کنیم تا دوستان خود بمرور به فضایل ما پی ببرند.والبته این مواردیکه ذکر میشه اقتضای سخنه وچاره ای از ذکرش نیست.
برچسب:
نویسنده: تايافا