آدم یه روزی فکر میکنه توی این دنیا هرچی هم تنها بشه اما یه فامیلی هست یه خانواده ای هست حتی یک دوست که بهشون دل خوش باشه.
وای به موقعی که همونا پشتشو خالی کنن. نه فقط اینکه پشتشو خالی کنند نه. یه چیزی بدتر از خنجر زدن از پشت.
مسخره ترین فکر اینکه آدم فکر کنه هیچ وقت کسی بهش خیانت نمیکنه و احمقانه ترین کار اینکه به همه در بست اعتماد کنی.
وقتی از جایی، از گوشه کناری به گوشت برسه که مهمترین فرد زندگیت بهت خیانت کرده داغون میشی. غصه میخوری نه برای اینکه دوست داشتنت و رفاقتت و روابطت به گند و گ.ــه کشیده شده.
فقط و فقط برای اینکه مثل کبک سرتو کردی زیر برف و حواست نیست دورت چه خبره. برای اینکه انقدر ساده لوحانه دل میبندیو اعتماد میکنی.
اینجور مواقع ایمانتو از دست میدی. ایمانتو به روابط انسانی از دست میدی.
حس میکنی باید یک خط قرمز بکشی تا شعاع یک کیلومتری خودت. این بشه محدودت. این بشه حریمت و حتی دیگه خانواده را هم راه ندی.
شاید فقط تو باشی و پدر و مادرت همین.
برچسب:
نویسنده: تايافا