خدايا... نفرينش نميکنم آرزوي بهترينارو براش دارم مواظبش باش..ولي فقط ازت يه چيز ميخوام.... اينکه تک تک اين روزامو،تک تک لحظه هايي که بخاطرش ذره ذره اشک ريختم،تک تک ساعاتي که بخاطره زنگا و اساش منتظر موندم،تک تک سختي هايي که واسه برگردوندنش کشيدم،تک تک حرفايي که به من زدو من اونارو نشنيده گرفتم،تک تک شبايي که از دلتنگي به تو التماس ميکردم،تک تک روزايي که حتي تو خيابون گريه ميکردم،تک تک حرفايي که دوستام و خونوادم بهم ميزنن و من بازم بيخيالش نميشم،تک تک التماسايي که بهش ميکردمو اون بي اهميت از کنارشون رد ميشد،تک تک حرفايي که بخاطرش از مردم شنيدم،تک تک وقتايي که مثله جنازه گوشه اتاق ميفتادمو بهش نشون بده..خلاصه هراتفاقي که تو اين مدت افتادو بايد بهش نشون بدي...همشونو کفر نميگم ولي اگه اينکارو نکردي ادعاي خدايي نکن........ اول صبحي بيدار شدم با زور جلو خودمو گرفتم که اشک از چشام بيرون نياد.. اخه اينم شد زندگي؟؟؟؟؟