خرید بک لینک

سر باز که بودم یه شب با یه ماشین پیکان فکستنی دنبال یه وانت سرقتی کرده بودیم و منم راننده بودم .همینطور که به سرعت میرفتیم ماشین افتاد تو یه چاله و از تکون چالهِ چراغ گردان و آژیر ِ روی سقف افتاد و من خواستم واستم که افسری که باهام بود اشاره زد که به راهم ادامه بدم . وقتی به یه میدون رسیدیم صدای جیغ ترمز هام و شنیدم و هر چی فرمون و چرخوندم ماشین تغییر جهت نداد و با شدت از جدول رفت بالا و یه درخت و انداختیم و خوردیم به درخت دومی که دیگه واستادیم . چقدر آقا دزدا به ریشمون خندیدن و ب ی ل اخ نشونمون دادن بماند .

ماشین هم دیگه جلوش داغون شد ، من کمی دستم آسیب دیده بود و افسری که باهام بود و با کاردک از رو داشبورد جمش کردم.خلاصه ماشین و به هر زوری بود دوباره آوردیم تو خیابون و بیسیم زدیم که یکی بیاد و مارو بکسل کنه.

یه ساعت بعد یکی از بچه ها اومد که ما رو بکسل کنه.وقتی همه چیز آماده شد بهش گفتم فلانی احتمالآ ماشین ما میله فرمونش برید که منحرف شدیم و فرمان ماشین من زیاد کار نمیکنه پس تو خیر سرت خیلی آروم برون ومخصوصآ سر پیچها خیلی آرومتر که اگه احیانآ من نتونستم دور بزنم یکیمون بیاد پایین و چرخها رو به طرف مقصد بچرخونه و حکم فرمان و بازی کنه.

خلاصه حرکت کردیم و تقریبآ فرمون هم جواب میداد . یه مقدار از مسیر و که طی کردیم یارو انگار یادش رفت که یه ماشین دیگه رو بکسل کرده و سرعتش و زیاد کرد تا اینکه به جلو ناحیه رسیدیم و مردک احمق با همون سرعتی که داشت رفت تو حیاط ناحیه و من هر چقدر فرمون و پیچوندم نتونستم جهت ماشین و تغییر بدم و با همون سرعت دوباره رفتم دیوار ناحیه . افسره که بخاطر خونریزی صورت و دهنش رو صندلی جلو خوابیده بود یه بار دیگه رفت تو شیشه و مث جن دیده ها پرید وهوار زد کنترات گرفتی امشب؟؟!! فک کردی امتیاز داره به مانع بکوبی ؟؟!!

حمید

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 21:09

صفحه بندی