حاصل عشق مترسک به کلاغ مرگ یک مزرعه است
در میان مزرعه های طلایی گندممترسکی با لبهایی خندان ایستاده استلباسش نه وصله دار است و نه مغزش پوشالیمترسک خائن با کلاغ ها طرح دوستی ریخته استخوشه های طلایی گندم در آتش دو رویی نگهبان خویش می سوزندفصل دروی گندم ها و حاصلش نانی که به سفره من و تو می آیدتکه نانی خشک در دست کودکی بی پرواستکودک درد گندم ها را می فهمدمترسک را به دار می آویزدصدای نحس کلاغها به گوش می رسدکلاغ ها به سوی مزرعه ای دیگر می روند و بر سادگی مترسک قاه قاه می خندنداینگ خوشه های گندم با پرچم سفیدی که نماد صلح استطلایی تر به چشم می آیندفصل دروی گندم ها و تکه نانی که طعم آزادی می دهد !
برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 21:08