خرید بک لینک

سلام

زوزو (جوجه تیغی) یکی از جانوران سمل می باشد .شنیده ام که زوزو به مار حمله می کند .تا به حال نشنیده ام که زوزو به کسی صدمه زده باشد یکبار که از تلمبه می آمدم یه زوزو در راه دیدم و اون را به خونه آوردم تا مدتی هم تو فده مون بود زیر درختهای فده زندگی می کرد ولی نمی دونستم چه غذایی می خوره .مادرم گفت ماهی بهش بده .یادم نمیاد چکار کردم ولی بعد مدتی گم شد .یه بار هم یادم میاد پدرم برای اولین بار یه زوزو با خودش از تلمبه به خونه آورد .در کل زوزو در زمینهای اطراف سمل زندگی می کند .نشنیدم که کسی زوزو را بکشد

توره (روباه) یکی دیگر از جانوران سمل می باشد از توره داستانهای زیادی شنیده ام که مرغ می برد و مردم را اذیت می کند .در سمل بارها شده که یه توره تو ولات صدای خیلی ها را در آورده .هر شب درب کولیدون (کولدون) را باز می کرده و بعضی مرغها رو می برده و بعضی رو هم خفه می کرده .نمی دونم چرا یه مرغ برای خوردنش نمی برده و بقیه را هم خفه می کرده .البته زیاد هم پیش آمده که مثلا یه خروس برده و بقیه مرغها را نکشته .شاید آنها را که خفه می کرده تا صدا ندهند و صاحب خانه بیدار نشه .در سمل برای مبارزه با توره در زمستان کولدون و در تابستان تلار می زدند تا مرغ و خروسهاشون را حفظ کنند یادم میاد خودمون یک درخت گز تو فده مو داشتیم به اسم گز حضرت عباس که مرغهامو شب روی آن می رفتند .صبح پر میزدند و می آمدند تو فده و مادرم صدا می داد بیچ بیچ بیچ و آنها را جمع می کرد و گندم یا جو به آنها می داد بعضی وقتها هم برنج (شله) زیادی شب قبل را جلو مرغهامو می ریخت که پدرم سر و صدا می کرد که سی چه ایقه برنج می پزی که مرخ ال هم برنج میدی .یادش به خیر .

عقرب یکی دیگر از جانداران سمل می باشد .همه مردم سمل از عقرب خاطره دارند .یا آنها را گزیده یا گزیدن کسی را دیده یا شنیده اند .در قدیم دارو نبود باید تحمل می کردند تا دردش تموم بشه .مثلا اگر شب کسی را عقرب می گزید .می گفتند تا گله بیا تو گهر (فردا ناشتا) خوب می شی .بعضی ها می گن شب که عقرب ما رو می گزید تا صبح نمی تونستیم بخوابیم .در سمل دو نوع عقرب هست یکی عقرب زرد و عقرب سیاه . عقرب سیاه ترسناکتره اما عقرب زرد دردش بیشتره .یادم میاد با حسین امانی سر تلمبه خودمان عقرب از چال در می آوردیم .یعنی حسین به ما یاد می داد .اینطور که یه کش شلوار می کرد تو چال عقرب و وقتی عقرب آن را می گرفت میکشید بیرون و پرت می شد بیرون . اون روز فقط عقرب زرد از چال در میاورد بعد آنها را با هم جر (دعوا) می داد بعد هم آنها را نمی کشت می گفت ولشون کنید تا برن

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 21:07

صفحه بندی