در سمل حیوانات اهلی و وحشی وجود داشته است .از حیوانات وحشی می توان از پلنگ و آهو نام برد که در کوههای سمل زندگی می کردند .پدرم می گوید که آهوها گله ای زندگی می کردند .بعضی وقتها از کوه به طرف دشت بزای چریدن می آمدند .حتی بعضی و قتها تا نزدیک ولات نیز می آمدند تقریبا تا دو کیلومتری ولات زیاد دیده می شدند

.البته اون دوره کسی اسلحه نداشت یا اگه داشت دولت به شدت سختگیری می کرد .و همه تفنگ شون را مخفی می کردند .مگر برای مسافرت راه دور با خود می بردند و کسی برای شکار کم استفاده می کرد تا اینکه یکباره همه رو به شکار آوردند به گونه ای که اگر کسی می تونست آهو شکار کند یک افتخار بود و به او لقب میر اشکال می دادند و کسی به فکر محیط زیست و این حرفها نبود.یکی از معروفترین میر اشکالهای سمل رضای احمد (رضا فرزند احمد) بود که او بچه نداشت برادرش ابراهیم احمد است و فرزندش را به نام خداکرم اوریم احمد می شناسیم .رضای احمد عموی خداکرم می باشد .پدرم از قول رضای احمد می گوید که رضا با یک تفنگ گولی کش شکار می کرد پدرم می گوید رضا براش تعریف کرد.رضا میگه که یه تفنگ فلیس را حاج غونضای ریس سین بهم داد تا در کوه سمل براش مخفی کنم تا موقع ضرورت براش بیاورم .رضا میگه برای شکار با گلی کش به کوه می رفتم یه روز که یه اشکال (آهو) را با گولی کش زدم و زخمی شد خواستم دنبالش بروم که دیدم از دو طرفم دو تا ترک که دزد بودند صدا زدند که تفنگت را بنداز .دیدم از هر دو طرف راهم را بسته اند یه کمر (پرتگاه) زیر پایم بود خودم را پایین انداختم تمام بدنم زخمی شد پوست پایم در آمده بود و خون می آمد دزدها مطمئن بودند که تفنگ گولی کش را از من می گیرند اما من نزدیک محلی بودم که تفنگ فلیس ریس غونضا را در یه شکاف مخفی کرده بودم با کم سره خودم را به فلیس پنج تیر رساندم و پنج تیر داخلش کردم نمی خواستم آنها را بکشم فقط می خواستم بترسانمشان .اول به همان ترک که بالای کمر بود یه تیری انداختم بالای سرش یه سنگ سفیدی بود زیر سنگ سفیدو زدم که گل (خاک) و سنگ ریزه روش ریخت .یه تیر دیگه هم به اون یکی انداختم که صداشون اومد می گفتند کا کا جان فلیس پدرمون در آورد و از کمر خودشون پرت کردند پایین .من هم گفتم پدر سگ وایس وایس . خیال کردی رضا احمد را لخت می کنید و تفنگش می برین .مگه فلیس ریس غونضایه سی چه تو کوه صاو ویموم . پدرم میگه با رضا علاوه بر اینکه قوم بودیم دوست هم بودم چند بار هم من را با خودش به شکال برد که داستانهاش را بعدا براتون تعریف می کنم .یکی دیگر از اهالی سمل که میر اشکال بوده حاج غونضای ریس سین است .که داستانهاش را بعدا می گم .همین جا بگویم که میر اشکال با تفنگچین فرق دارد میر اشکال فقط حیوانات را شکار می کرده .اما تفنگچین جنگجو بوده .مثلا رضای احمد میر اشکال بوده اما حاج غونضا ریس سین هم میر اشکال بوده هم جنگ می کرده پدرم میگه خیلی ها می تونستند خوب تفنگ بچکنند مثلا زار واس ، ریس حاجی هم تیر انداز بوده هم اگه می خواست شکال می کرد .در همین اواخر ماندنی غونضا هم شکال می کرد .به موندنی هم میر اشکال می گفتند .اما هیچ کس در سمل مثل حاج غونضای ریس سین تفنگچین نبوده البته ریس حاجی هم تفنگچین قلبی (ماهر) بوده که نباید فراموش کرد.
.حتی کوههای سمل پلنگ داشت

.پدرم می گوید خودم در کوههای سمل پلنگ دیدم .صدای پلنگ را در کوه خیلیها شنیده بودند .در سمل معروف بود که می گفتند پلنگ حیوان مردی است و بی جهت به کسی حمله نمی کند .مثلا برای هشدار نهیب می دهد که به طرفش نروی .
داستانهای زیادی درباره دیدن پلنگ و حمله پلنگ در سمل وجود دارد که به مرور برایتان تعریف می کنم .
برچسب:
نویسنده: تايافا