شركت تعاوني در سمل داستانهاي فراواني دارد .
از موقعي كه پدر بزرگم اولين نماينده شركت تعاوني قبل از انقلاب بود برايتان نوشتم
حالا يكي ديگر از متصديان شركت تعاوني يعني آقاي محمد صداقت را خدمتتان معرفي مي كنم .يادتون مياد شركت تعاوني در خونه محمد حسين دلخواپور (مهسينو اوريم )بود .چه قدر آدم جمع مي شد زن و مرد صف مي گرفتن .
جمعيت سرو صدا مي كردن .بعضي زنها صدا مي دادند كه تو صف را رعايت نمي كني بعضي خارج صف مي آمدند بقيه اعتراض مي كردند .معمولا همه يه كيسه زرد رنگ آردي درست كردن بودن و تو دستشون بود بعضي كيسه ها هم با پارچه كوشه داشتند .اگه هوا باروني يا او شل بود كه دمپايي ها آدم توشون سر مي كرد . زنها كيسه شون رو زير بغلشون گرفته بودند و تند تند مي رفتند تا اول صف جا بگيرند .و محمد صداقت را صدا مي زدند .چه غل غله اي ويمي . بعضي هم سوار موتورشو تو فده مهسينو نشسته بيدن تا نوبتشو برسه محمد صداقت هم يكي را براي كمك به داخل اطاق دعوت مي كرد يه آدم زرنگ كه كمكش كنه .البته به ندرت هم يه جر (دعوا)كوچيكي پيش مي اومد .
بعد هم تعاوني رفت تو خونه محمد صداقت و بعد رفت سر سه راهي.قبل از اينها هم اگه درست يادم بياد تعاوني يه مدتي تو دكون رمضون دريايي بود .(درست ميگم يا نه ، تو دكون رمضون بي يا نه)
با محمد صداقت سلام و عليك كردم و اينكه درباره خودش برايمان حرف بزند .

برچسب:
نویسنده: تايافا