-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در قرآن همواره ایمان در کنار عمل صالح آمده : " آمنوا و عملواالصالحات "
ایمان و عمل صالح مانند نخ و سوزن هستند و به شرطی کارآرایی دارند که
به هم متصل باشند . با جدایی آنها از هم ، چیزی دوخته نمی شود .
قرآن میفرماید :" ان کنتم تحبون الله فاتبعونی " اگر خدا را دوست دارید ، از پیامبر
اطاعت کنید .
بسیارند که گویند: ایمان آوردیم ولی عمل نمیکنند .می گویند : خدا را دوست داریم
اما نماز نمی خوانند و با او حرف نمی زنند .می گویند : " ولایت علی (ع) را به دل
داریم اما در عمل هیچ شباهتی به آن حضرت ندارند.
می گویند : "به امام زمان (ع) ایمان داریم ، ولی سهم امام را که بر آنان واجب است
نمی پردازند .
اگر به دنبال این ادعاها ، عمل و حرکتی نباشد ، باید در صداقت خود شک
شک کنیم .
در روزگار قدیم کسانی که در جنگ ها اسیر میشدند به نام برده در بازار می فرختند .
شخصی به بازار برده فروشان آمد تا برده ای خریداری کند . هر برده که هنری داشت
گرانتر بود .به سراغ برده ای رفت که از همه گرانتر بود . سبب را پرسید .گفتند : او
تشنه شناس است و می فهمد چه کسی تشنه است .
خریدار علاقه مند شد ، او را خرید و به منزل آورد و دوستانش را دعوت و غذایی تهیه
کرد ولی سر سفره آب نگذاشت .مهمانان چند لقمه ای که خوردند ، یکی پس از
دیگری تقاضای آب کردند. برده تشنه شناس نگاهی به او میکرد و میگفت : دروغ
میگوید ، او تشنه نیست . کم کم به تعداد تشنه ها اضافه شد و هر کدام فریاد آب
سر دادند اما برده میگفت : دروغ میگویند . تا اینکه یکنفر از میان آنان برخاست تا
آبی تهیه کند . برده گفت : این شخص راست میگوید ، زیرا از جایش بلند شد
و فقط ددو فریاد نکرد .
آری کسی که در ادعای خود صادق است که حرکت و اقدامی کند . کسانی که
اهل عمل نیستند ، در واقع مؤمن نیستند و تنها ادعای ایمان دارند.
برچسب:
نویسنده: تايافا