آقا بیایید تا در رکاب شما زندگی نزیسته ام را زیست کنم ، زندگی که آرزوشو داشتم
و ... بیایید تا درد دل هایی که برای هیچکس نمیتوان گفت برای شما بگویم .
دردهای زیادی دارم ، درد کبر و غرور . ریا . خودخواهی . حسد و هزار درد دیگر...
آقا اگه شما از خدا نخوایید و واسطه نشید هیچ ...
اقا مدام دور خودم میچرخم . سرگردانی بد دردیست .تو راه که کویر میبینم دلم
میلرزه که نکنه ...
آقا کجایید ؟! مدت هاس سعی میکنم دل را برای حضور شما آب و جارو کنم اما
نمیشه . آلوده تر از این حرفاس .
سعی میکنم زمین دلم را برای بذر هایی که قرار است با آمدنتان بر قلب ها بپاشید
مهیا کنم اما علف های هرز بیشتر از آن است که تصور میکردم و ...
آقا هیچی ندارم شرمنده . نه سوادی نه آگاهی نه ...
فقط یه دل عاشق درب و داغون دارم ،یه سینه دلتنگ ،یه قلب شکسته ... که
نمیدونم به کارتون میاد که برش دارید یا نه ؟
برچسب:
نویسنده: تايافا