در این ایام که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری قرار داریم و بیشتر توجهات معطوف به مسایل اقتصادی و سیاسی [= جناحی!] است، برای تلطیف فضا! و برای یادآوری این نکته مهم که توجه به بُعد فرهنگی نیز در انتخاب یک شخص، تیم و برنامه برای اداره قوه مجریه ایران اسلامی، بسیار مهم و بلکه شاید مهم تر از ابعاد دیگر است، در چند پُست، بخشی از بحث های استاد ملک زاده در زمینه مدیریت فرهنگی و مشخصاً مدیریت فرهنگی – اسلامی را ارائه می کنیم.
مديريتفرهنگی توأم با مدیریتهای دیگر
درخور اشاره است آن چه در تعریف مدیریت فرهنگی و تمییز و تمایز آن با سایر مدیریتهاگفته شد بدین معنا نیست که اهداف فرهنگی با اهداف دیگر، و به تَبَعِ آن مدیریتفرهنگی با مدیریتهای دیگر – همچون اقتصادی، سیاسی و غیره – در یک کار و فعالیتخاص و یا در یک مؤسسه و مجموعه معیّن، مانعة الجمع هستند؛ بلکه ممکن است یک فعالیتو یا یک سازمان در عین آن که یک کار یا نهاد فرهنگی به شمار میآید جنبه اقتصادیهم داشته باشد و دست اندرکارانِ آن، اغراض اقتصادی را هم دنبال نمایند، و یابالعکس، کسانی از انجام یک کار و یا اداره یک بنگاه اقتصادی، در پیِ اهداف فرهنگینیز باشند، که طبیعتاً مدیریتی که برای چنین کارها و مراکزی لازم است نیز مدیریتیدو بُعدی – یا چند بُعدی – خواهد بود؛ فرهنگی، اقتصادی و ... . ولی در بحث مدیریتفرهنگی، آن چه مطمح نظر است بُعد و جنبه فرهنگیِ آن فعالیت یا سازمان و چگونگیمدیریت آن است.
همچنینباید توجه داشته باشیم که در این مقام، سخن از تأثیرات غیر قابل انکار و گاه شگرفِتصمیمات، اقدامات و فعالیتهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و غیره بر روی فرهنگ فرد وجامعه نیست، و نمیخواهیم به کارکردهای آشکار و پنهانِ فرهنگیِ اقداماتِ به ظاهرغیر فرهنگی اشاره کرده باشیم، که این موضوع به خودیِ خود، موضوع بسیار پر اهمیتیدر حوزه مطالعات فرهنگی و اجتماعی است و به هیچ روی نباید مورد غفلت واقع شود،امّا در اینجا و تحت عنوان «مدیریت فرهنگی توأم با مدیریتهای دیگر»، سخن از یکفعالیت و یا یک مرکز مشخص فرهنگی است که هدف از انجام آن فعالیت و یا تأسیس واداره آن مرکز، رسیدن به مقاصد غیر فرهنگی همانند مقاصد سیاسی، اقتصادی و غیره نیزباشد. و یا از آن طرف، مثلاً یک فعالیت سیاسی که غرض از انجام آن نیل به نتایجفرهنگی نیز باشد. روشن است که در این حالت به شکل عمدی و با تصمیم گیری قبلی، یکهدف گذاری چند بُعدی صورت گرفته است و طبعاً به ازاء اهدافی که در نظر گرفته میشود،به مدیریت متناسب با آن اهداف نیز احتیاج است. که از این مدیریتها میتوان باعنوان چند مدیریت مختلف و یا یک مدیریت چند وجهی یاد کرد.
چهبسا از لابه لای سطور پیشین، این نکته نیز آشکار شده باشد امّا باز هم تأکید میگرددکه آن چه سبب میشود یک تشکّل و سازمان و یا یک فعالیت، با عنوان و پسوند فرهنگیشناخته و معرفی شود، وجه و وجهه غالب آن است که فرهنگی میباشد و گر نه ممکن استهمان سازمان یا همان فعالیت خاص، دارای وجوه دیگری نیز باشد.
براینمونه، تولید یک فیلم سینمایی، یک فعالیت فرهنگی و هنری به حساب میآید ولی این،به این مفهوم نیست که این کار، جنبه صنعتی و همچنین جنبه اقتصادی و یا حتی جنبههایدیگری مانند سیاسی و غیره ندارد و یا نمیتواند داشته باشد.
از این روست که عقلاً و منطقاً میتوان درباره یک سازمان و یا یک فعالیت معیّن،چند نوع مدیریت را تصوّر نمود و حتی شاهد وقوع خارجی این مدیریتهای توأمان و یابه تعبیر دیگر، این مدیریت چند بُعدی نیز بود.
برچسب:
نویسنده: تايافا