من مَـــــــــردَم
با دستاني که به ظرافت ِ دستان تو نيستند
با صورتي تيغ تيغي ، که به نرمي ِ گونه هاي ِ تو نمي رسند
با قلبي پُر ازعشق
شايد اشکهايم ساده نريزند
شايد صدايم با يک طعنه ، راحت نلرزد
امــــا
با همان دستان ِ زبرم ، نوازشت مي کنم
با همان صورت ِ زبرم ميبويمت
و با قلب ِ عاشقم و با اشکهايي که پنهاني مي ريزند
با صدايي"لرزان" مي گويم
دوستت دارم. . .
برچسب:
نویسنده: تايافا