درماشینُ باز میکنه حواسش به بیرونه،همزمان میخواد یه چیزیم واسه من تعریف کنه که یهو میشینهُ دادش میره هوا...بدونِ اینکه زیرشُ نگاه کنه میگه: گفتم این بُرسِ خطرناکِ برش دارم تا تو ندیدی نقشه بکشیا ولی یادم رفت
یعنی انقدر سابقه م خرابه؟؟!!
برچسب:
نویسنده: تايافا