خرید بک لینک
سلام علیکم حال شما؟؟

امروز خیییییلی خوش گذشت

با دوستای عزیزم (پریماه جون و آیداجون و مائده جون)رفتیم پارک بانوان

از ساعت ۹صبح قرار بود پارک بانوان باشیم که تا ۹:۳۰ همه مون رسیدیم...

یه جای خوب پیدا کردیم و نشستیم...

نشستیم و نشستیم و نشستیم.....منم هی میگفتم دوستان نمیخواین بریم قدم بزنیم

مائده خانوم هم که زرنگی کرد و همون اول ساندویچش رو داد مابخوریم تا قبل سیر شدنمون

بالاخره ساعت ۱۰:۳۰ رفتیم قدم زنی ..

.تو سراشیبی خیلی حال داد...آیدا و مائده همش ادا و اصول درمیاوردن...کلی خندیدیم...

خلاصه بعد کلی بازیگوشیشون رفتیم دوباره سر جامون نشستیم

آیداخانومم ساندویچش رو آورد بخوریم...گرچه سیر بودیم اما به زور خوردیم..

پریماه جون هم میوه از باغشون و پفک و چیپس و.....کلی خوردنی آورد..

مثلا دوستان قرار بود وسایل بازی بیارن که نیاوردن

قدم زدیم ...حرف زدیم و ..

خییییلی خوش گذشت...گرم بود اما باد داشت

قسمت تاب وسرسره هم که بسته بودن

نوبت به ساندویچ های من شد که حدودای ۲:۳۰ بود

آیداجون ساعت ۳:۳۰ رفت...چون جاااایی کار داشت...محض اطلاع دوستان..جاااااایی..

من و پریماه رفتیم بستنی قیفی خریدیم...مائده نشسته بود و حواسش به وسیله ها بود چون اون ساعت ها کلاغ زیاد شده بود

بوفه از قسمتی که ما نشسته بودیم دور بود...اوج آفتابم بود..بستنی مائده خانوم رو من گرفتم که تا اونجا یکم آب شد و تمام دستم بستنی شد

کلی خندیدیم...حدودای ۵مائده جون هم رفت....من و پریماه جون قصد داشتیم تا ۷ بمونیم..

گرچه از اول قرار تا ۵ بود که اینقدر خوش گذشت تمدید شد

کلی من و پریماه جون حرفیدیم و قدم زدیم....

ساعت ۷ شد اماااااااا هنوز کسی دنبالمون نیومد...

که اعلام کردن پارک تا ۸ باز هست و همه آماده شن برن

که ما چه بخوایم چه نخوایم باید دیگه میرفتیم...

که بالاخره دنبالمون اومدن و رفتیم خونه

فردا هم قرار بود با فائزه جون بریم پارک ارم که مشکلی برای دوستم پیش اومد که به هفته ی دیگه موکول شد.

خب دوستان حسابی جاتون خاااالی بود...

فعلا بابای

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 18:08

صفحه بندی