خرید بک لینک
به هر بهانه فراموش می کنم که بی دریغ لحظه هایم را بخشیده ام ،

و چه بی بهانه بیادم می آوری اش ؛

لبخند می زنم و سکوت می کنم ،

غنچۀ لبخندم را پرپر می کنی ؛

دلم را فریب می دهم که باورت کند ،

و باز

به سنگ زخم زبانت شیشۀ دلم را می شکنی ؛

گره می زنم ریسمان سست اعتمادی را که تاب تحمل این همه سنگینی ندارد ،

و تو به چنگ پاره می کنی همۀ تارهای ضرب دیده را !


پ ن : من هنرمند نیستم . . . سازت را کوک کن!

پ ن : به ویرانی ام رضا شو . . . من این همه لرزه را تاب نمی آورم !

پ ن : از ملامت چه غم خورد سعدی مُرده از نیشتر مترسانش



برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 20:57

صفحه بندی