در بهار بودیم لیک گرم و تابستانی شدیم
قلم را برداشتم، خواستم از عظمت شکوه ملت بنویسم دیدم همه را با ارغوانهاي بنفش نوشته اند، تصمیم گرفتم از دکتر حسن روحانی بگویم که چنان ملت را همراه خود کرد تا غبار را از چهره وطن بزداید و ایران را امیدی دوباره ببخشاید اما قلمهاي بسیاری را در سروده اش دیدم. تصمیم بر تحلیل نقش ویژه و سکوت معنا دار اما زیبای آیت الله هاشمی رفسنجانی کردم اما همان سکوت آيت الله خود بیانگر گفتارش بود و نیاز به بیانش ندیدم اما در این بین کمتر از سید مظلوم، خاتمی عزیز دیدم و شنیدم و تصمیم گرفتم برای مردمی که همواره گوشهاي از دردها و رنجها و گاه محکومی که اجازه دفاع به او را ندادیم به رشته سخن در آورم تا باز در برابر آن هم نقد آن هم تخریب و توهین باز لبخند بر چهره آن سید مظلوم نقش ببندد.
قریب به چهار سال بود که دستگاه اصولگرایی با تمام رسانههاي یک طرفه و روزنامه هايي که از بیت المال ارتزاق ميشدند، چنان در این چندین سال بر یاران صدیق امام و رهبری و رهبران سیاسی خوشنام و محبوب ایران زمین توهین، تخریب و هتک حرمت کردند که گویی تنها حق مطلق و خدای عدل و انصاف بوده اند و آنچنان علیه این مردان خوش نام ایران زمین قطعنامهها و بیانههاي صادر کردند که گویی آنچه که اعلام شده است واقعیتی عینی و مستند است.
انتخابات ریاست جمهوری یازدهم با آن آرای بیشمار میلیونی و آن اختلاف فاحش آرا با رقبای اصولگرایی اگرچه برای دیگر جریان سیاسی کشور قابل پذیرش و درک نسیت و هرگز تمایل به پذیرش "نه " تاریخی ملت به خود را ندارند؛ اما تک تک آرای که به سبد رای دکتر حسن روحانی رئیس جمهور محبوب و منتخب ایران روانه شد در حقیقت رای به کلام نافذ و شیرین سید محمد خاتمی بود تا مردم ضمن اعلام وفاداری، عشق و علاقه به این سید مظلوم و آرام اما سیاستمدار و با هوش ثبات کنند که جایگاه این رهبر سیاسی خوشنام و شخصیت ممتاز و برتر هنوز هم با گذشت سالیان زیاد در حالی که از انتخاب مردم به اجبار محروم بوده است و در دایره فکری و سلیقه کوچک برخی قادر به پذیرش عظمت بزرگی و منش ایشان نبودند همواره نزد این ملت قدر شناس و با عزت دارای جایکاه جلیل و ارزشمندی بوده اند که ميتواند در کمتر از ۷۲ ساعت نگاه و رای و نظر یک ملت را تغییر دهد و ایرانی که غبار بر چهره خود را داشت به یکباره به ایرانی که امید در چهره اش اکنون موج ميزند مبدل سازد.
در بين دهها اتهام و تهمت سخيف، منجمله خاتمی را بازنشسته سیاسی خواندند و اعتقاد مبرم بر این داشتند که ملت از او و تفكر اصلاحي او عبور کرده اند و در بطن اجتماعی جامعه جایگاهی ندارند، اما همان ۷۲ ساعت معروف کافی بود تا بدون حضور در سیما و بدون داشتن رسانه و تریبونهاي بیشمار تنها با بیان چند جمله حماسهاي دوم خردادی ایجاد کند تا مردمی که قصد خداحافظی با عرصه سیاسی را در ذهن خود ميپرورانیدند بار دیگر به درخواست سید محبوب خود لبیک گفتند و حماسهاي عظیم چون دوم خرداد را در ۲۴ خرداد ۹۲ رقم زدند.
تا بار دیگر ثابت کنند آن زمان که ميگفتیم " اندکی صبر که سحر نزدیک است" کلامی زیبا و جملهاي قصار نبوده است چرا که واقعیت جامعه در طی ۸ ساله گذشته خصوصا ۴ سال پیش بود که ملت عزیز ایران به دنبال تغییر و در جستجوری نگاه تازه و اندیشهاي نو بودند.
قصه ما و این مرد را ميتوان اینگونه شرح داد: همان مردی که هرگز اقدامی کرد ما او را سخت نقد کردیم. اجازه دفاع به او را ندادیم عملش را بی تدبیر دانستیم و اقدامش را خلاف مش دمکراسی و وفاداریش به منش اصلاحات خواندیم اما وفتی به گذشته رجوع میکنیم و اقدامات سید را با واقعیت امروز تطبیق ميدهیم باز به همان نتیجه خواهیم رسید که خاتمی همان دلسوزیست که همواره از سوی ما در ابتدا محکوم ميشد اما گذر زمان دلسوزی و بینیش و او را نمایان ساخت که تا چه اندازه حاضر است که خاتمی و خاتمیها برای سعادت و آزادی و عشق و صلح ایران و ایرانی سرکوب شوند. هزینه دهند. از بین روند اما ایران و ایرانی چون سرو استوار و هم چون دماوند مقاوم و چون خزر بی نظیر و هم چون خلیج فارس بی نهایت و با شکوه باشد.
رای تاریخی ملت به دکتر حسن روحانی با حمایت صریح سید محمد خاتمی فراغ از پیروزی جریان فکری اصلاحات و اعتدال در واقع سه پیام روشن و مهم به جامعه و اقلیت اصولگرایان داد.
۱ : نشان داد که خاتمی همواره نزد ملت از شان و عزت بی مثال و ارزشی قابل احترام برخوردارست و تخریبهاي یک سویه این چند سال اخیر با تمام هزینههاي گزاف و بی پایان بی آنکه صدای مسولین درونی را نسبت به این بد اخلاقی را به اعترض در بیاورد پوچ و خنثی بوده است و آن کس که در دل مردم از سوی خدا عزت گرفت با تهدید و تخریب و توهین بندههاي خدا چیزی از ارزشها و مردمی داریش کاسته نخواهد شد.
۲ : اینکه رای تاریخی دکتر روحانی با پشتوانه عظیم اصلاح طلبی نشان داد که اصلاحات همواره و همیشه و تا ابد زنده خواهد ماند و این رای تاریخی نشان داد تمام تحلیلها، کنفرانسها، همایشها، اردوهاي اصولگرایی که جنبش عظیم و خوش نام اصلاحات را مرده و فاقد پایگاه اجتماع ميدانستند، کافیست اکنون پیش از هر زمان دیگری با نگاهی منصفانه به آرای بیشمار دکتر روحانی و مجموع آرای دیگر کاندیدهاي خود بنگرند تا سطح علاقه و پایگاه اجتماعی خود را در بین مردمی که همواره ادعا داشتند حامیان بی نظیرشان هستند و در هر همایشی به اجبار و نه از روی علاقه دعوت ميشدند بسنجند و و ببینند و بدانند که حتی با ائتلافهاي خیالی که در افکار خود مجسم میکردند نیز نمی توان در برابر قدرت عظیم و باشکوه ملت ایستادگی کنند چرا که آرای اصلاح طلبان و اعتدالگرایان هم چون بارانی بود که شاعر ميگوید: "وقتی باران ببارد کاری از دست چترها هم ساخته نیست چرا که ما اتفاقی هستیم که رخ داده ایم" را به واقع ميتوان بیان کرد و در باب آن تفسیرهاي فراوان ارائه نمود.
۳ : نتیجه انتخابات ۲۴ خرداد اصلاح طلبانه و اعتدال گرایانه در حقیقت یک " نه " تاریخی به تندروهاي بدون پشتوانه مردمی بود تا مردم با سکوت و البته آرای خود بدون آنکه حذف شوند یا پروندههاي خاص برایشان درست شود به جرم آنکه هم چون برخی افراد نیندیشیدند یا همراه آنا نبودند نشان دهند همواره کسانی که بر مسند قدرت و بر اریکه پادشاهی قرار دارند صاحب عزت، احترام و مقبولیت نیستند؛ بلکه ميتوان همیشه یک انسان ساده، بدون هیچ مسند و کرسی بود اما همواره همگام و همراه مردمی بود که در بدترین و سخت ترین دوران رنجها و سختیها را تحمل کردند اما هرگز نا امید نشدند و همچون سرو استوار مانند و عرصه را برای تند روها و انحصار طلبان خالی نکردند.
اما اینک آن میوه شیرینی که از سال ۸۴ بذر امیدش کاشته شد و سال ۸۸ جوانه زد امروز در ۲۴ خرداد رشد نمود و سر از دل خاک بیرون آورد و دشت لالهاي ارغوانی را در سراسر ایران گسترش داد تا ایرانی که ۸ سال باغبانش به فراموشی سپرده شده بود و جنگلش پژمرده گشته بود بار دیگر سبز شود و شوق زندگی را به ملت هدیه دهد. ۲۴ خرداد ۹۲ پیامهاي زیادی دارد که قلم از بیانش قاصر است اما ملت شادمان ایران عزیز خود میداند در جستجوی چیست: اعتدالطلبي و اصلاحطلبي!
در بهار بودیم لیک گرم و تابستانی شدیم/بار دیگر همه از نو باز ایرانی شدیم
ما به تدبیر و امید دل بسته ایم/ اعتدال و عدل را باعث و بانی شدیم
گرچه با غم سالها از هم گذشت / شاهدِ پایانِ اوضاع ِپریشانی شدیم
چون بنفشه، سر زِ خاک آریم برون/ ما همه بیدار،زین خواب زمستانی شدیم
مهر باطل بر دروغ،بر غم زدیم/صاحب امید گشتیم محو روحانی شدیم
شاعر: مریم رحیمی
برچسب:
نویسنده: تايافا
تاريخ: يکشنبه
9 تير
1392 ساعت: 20:54