خرید بک لینک
شاید کمی متفاوت با قبل بخوام بنویسم اما فکر کردم این حرفها رو نگه دارم واسه خودم و ننویسم درست نیست

و بهتره که بگیم تا شاید کمی رفتارها تغییر کنه و بعضی ها به خودشون بیان... شاید واقعا نمیدونن که رفتارشون

پسندیده نیست و همین طور در جهل مرکب ابد و دهر بمانند

اولین حرفی که تصمیم گرفتم بنویسم اینه: از اونجا شروع میشه که یکی از دوستان صمیمی من که به تازگی به خونه

بخت تشریف بردن بهم ایمیل زده و نوشته که تا چند وقت دیگه شمارش دستش نیست و موبایل نخواهد داشت!

اول که میلش رو دیدم برام کمی عجیب بود ولی بعد که یادم افتاد ایشون تازه ازدواج کرده و از اونجایی که باهوش

تشریف دارم شصتم خبردار شد که اوضاع از چه قراره...

ولی واقعا برام جالبه ها که چرا آدم ها با کسانی که برای زندگی مشترک عهد و پیمان میبندند و تو زندگی قراره بنا رو

بذارن روی اعتماد متقابل و از هم حتما شناخت نسبی هم پیدا کردن که با هم ازدواج کردن ...و باز باید شاهد چنین

قضایای دردناکی باشیم که تازه از اقاهه بپرسی هدفت از این کار چیه؟ خیلی راحت میگه غیرت دارم دیگهو بدبخت

یا خودش رو زده به اون راه یا میخواد وانمود کنه که.... ولی نظر من اینه که این رفتارها از نظر علم روانشناسی چیزی

جز عدم اطمینان و شکاک بودن نسبت به طرف مقابل نیست و حالا هر چی هم که بگن ما مردیم و غیرته... علم میگه

این رفتارها از کسانی سر میزنه که دچار وسواس شخصیتی و افکار هستند و شکاک اند و این شک افت بسیاری از

مشکلات بعدی در زندگی مشترکه و این افراد به نظر من خودشون دچار انحراف اخلاقی هستند که فکر و ذهنشون

رو به سمت سخت گیری برای همسرشون سوق میده ... وگرنه هیچ انسان سالمی به خودش اجازه نمیده که به

حقوق انسان دیگه حتی در نقش همسر دست درازی کنه و حرمت ها رو از بین ببره.

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 20:53

صفحه بندی