پول نفر جلویی را قاپید و خواست فرار کنه که پاگرفتم جلوش، افتاد زمین، ریختیم سرش.
همین طوری که مشغول بودیم، یه خانم و آقای بهنظر متشخص اومدن و اصرار کردن که؛ آقا نزن!...نزن آقا ببینیم چی شده!...نزنآقا! نزن!
ما هم تا دست کشیدیم که ببینیم چی شده، دیدیم سهتایی سوار ماشین شدن و فلنگو بستن!
با تشکر از عزیزی که ایده رو رسوندن! [گل]
برچسب:
نویسنده: تايافا