گل من نمیگی با این دیر حرف زدنت دل مامان داره مثل سیر و سرکه میجوشه؟همش نگرانتم گلکم هر بار که یه کلمه رو میگی انگار دنیا رو به من دادن بابایی میگه اینقد نگران نباش همه بچه ها حرف میزنن بعضیا زودتر بعضیام مثل قندون من دیرتر ولی خوب من یه مادرم نمی تونم اینقد که بابایی صبوره صبور باشم نگرانم دست خودمم نیست اما همش تو خونه دارم بات کار میکنم الان یه مدت تازگیا میخای صدام کنی با اون صدای دلنشینت که هیچ اوایی و هیچ موسیقی تو دنیا ارامش تن صدای تو رو برام نداره با اون لبای کوچولوت میگی :مامان ومن دلم اب میشه و دیر جوابت و میدم تا باز اون صدای قشنگت و بشنوم که بگی پشت هم مامان مامان مااااااامااااااااااان وای خدایا ممنونم ممنونم که میتونم این لحظات و داشته باشم ممنونم که ارزوی مادر شدنم رو اجابت کردی
ممنونم که پسرک شیطون و نازم من و مامان خطاب میکنه .
برچسب:
نویسنده: تايافا