خرید بک لینک
هیچ انتظاری از کسی ندارم که این نشان دهنده ی غرور من نیست بلکه خسته شدن از اعتمادهای شکسته است

اعتماد هایی که شروعش دوطرفه و پایانش یکطرف

.....................................................

این روزها نمیدانم چرا دست ، بریده شده ی حمایت را در خودم بیشتر از همیشه احساس که نه مشاهده میکنم

هیچ دست کمکی به سویم نبود و نیست نزدیکترین دستانم از همان اول زندگی یعنی همان یک سالگی مرا رها کرده اند و بعد از ان به روزگار سپردند مرا تا خوب و بدم را هم او به سرانجام برساند. که حتی امروز هم شوقی برای یاری من ندارند

و یعنی من باید از دیگران چه انتظاری داشته باشم؟؟

وقتی از نزدیکترین کسانم حمایت ندیده ام به قول یاس انتظار داری دیگران رو اهریمن نبینم!!!

در چند مدت اخیر می خواستم استقلال و خودکامکی پیدا کنم که نشد که هیچ فقط و فقط تنهاییش برایم ماند چون استقلال یافتن فرد خود یک نوع تنهایی است.

.....................................................

و در اخر یک جمله ماندنی و یادگاری که از بوق دوغ به یادگار نگه داشته ام

کاش دستی از فراسوی زمان برسد و گوش این فلک را بکشد و بگوید اینان انسان هستند و احساس دارند و رنج می کشند



برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 20:50

صفحه بندی