خرید بک لینک
چه کنم با این دل تنها = چه کنم با این دل داغون

بازهم پوچی از زندگی بازهم ناامیدی باز هم ندانم کاری ها بازهم بی شعوری

بی حوصلگی بی میلی و بی تفاوتی
وامروز نتیچه من از این زندگی بی معنی و متغییر و بدون هدف

.....................................................

زندگی من بادیگران متفاوت است چون همه از یکدستی ها و تکرارها خسته میشوند و من هم از دگرگونی ها و به اجرا درنیامدنها یا همان نشدن ها

چاره یوخدی

.....................................................

این روزها باهمه ی داغونی ام ، حس آرامی دارم ، حس بی تفاوتی با همه افکار در خود پیچیده ام
حس بی خیالی که زیاد خوب نیست را دارم
بی خیال نتیچه رو میگم

بنا به گفته ی دلم و باتوجه به نوشته های حلاج و سجادو هومان و امیر و مرتضی و عاطفه و محبوبه و جای خالی الهه خانم و یک خواننده و نمیدونم صادق و همه مخاطبان و اتفاقات واقعی اطراف خودم که اسم نمیبرم مینویسم

.....................................................

سعی خواهم کرد اشخاص را دوست نداشته باشم ، وخود دوست داشتن را دوست بدارم

تا به خاطر بعضی از کارهای، بعضی ها ناراحت نشوم. شایدم به خاطر بعضی از کارهای نکرده چاره یوخدی

آخه تاحالا کسی نبوده که بگه یوسف بی خیال درست میشه یوسف زیاد فک نکن حل میشه لااقل برای آروم کردن دل هم کسی الکی هم نگفت درست میشه

فقط من بودم که میگفتم به همه هم میگفتم . و در حد امکان و بیشتر از قدرتم کار ها را درست می کردم
هرشب مینویسم و میرم رد میشم نمیدانم کی خواهم نوشت که قبول شدم اینم رمزشه

و به قول سجاد درد بسیار است کیبورد هم تحمل اینهمه درد را ندارد!

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 20:50

صفحه بندی