خرید بک لینک

جک +18

رشتیهزنش حامله نمیشده . یه روز از خونش میندازش بیرون بهش میگه تا حامله نشدی حق نداری پاتو بذاری تو این خونه

رشتیه میره سر قبر زنش میگه خدا تو رو بیامرزه اولین شبی هستش که میدونم کجا میخوابی


خرین پیام شهری تنظیم خانواده در رشت بر روی بیلبوردهای تبليغات: مادرم دو پدر کافيست

عربه به رشتیه میگه اهلا و سهلا
ــرشتیه میگه من که نه ولی خانمم هم اهلا و هم سهل

پسر تهرونيه به مامانش ميگه: ماماني، ديروز كه تو خونه نبودي، خاله مهري اومد پيش ما و بعدش با باباجون رفتن تو اتاق خواب و... مامانش ميپره وسط حرفش ميگه، واستا... بقيشو بگذار شب كه باباجون اومد واسه هردومون تعريف كن. خلاصه شب ميشه و تهرونيه مياد خونه و شب سرِ شام مامانه به پسره ميگه: خوب، ديروز خاله مهري و باباجون رفتن تو اتاق خواب و بعد چي شد؟ پسره ميگه: آره.. بعدش همون كاري رو كردن كه هميشه وقتي باباجون نيست تو و عمو نادر با هم ميكنين!!!

لره شب عروسی به پسرش میگه : پسرم سفت ترین جای بدنتو بکن جایی که دخترا میشاشنصبح میبینه: کله پسره تو چاه فاضلاب گیر کرده


پنچرگیره شب اول عروسیش زنش رو چندبار تو حوض آب میندازه. زنش میگه : چیکار می کنی؟ میگه : ولم کن میخوام سوراخت رو پیدا کنم!


رشتيه با زنش دعواش ميشه و بدبخت خانم رو يك كتك مفصل ميزنه. فردا از شهرباني ميان، به جرم خسارت به اموال عمومي ميندازنش زندان

رشتيه در خونش ميزنه ورود افراد 18 سال به پايين ممنوع
ميگن چرا اينو زدي
ميگه ناموسمه بچه بازي که نيست

از رشتيه ميپرسن شگفت اورترين اتفاق زندگيت چي بوده ميگه: يه روز
وقتي از سر كار بر ميگشتم ديدم اصغر اقا تو مغازشه

از رشتي مي پرسن قبول داري شهيدان زنده اند, گفت : بله من پسرم
18 ساله شهيد شده ولي عروسم هر سال حامله مي شه

اس

رشتيه ميگن پارسال واسه تولد زنت کادو چي بهش دادي؟؟ ميگه:بردمش کيش ...! ميگن بابا دمت گرم امسال چي کار مي خواي بکني؟؟ ميگه:هيچي ديگه ميرم که بيارمش.

رشتيه زنش زايمان ميکنه با دستهگل ميره بيمارستان ميگه : مادر شدنت مبارک زنش ميگه : ممنون اميدوارم تو هم يه روز پدر بشي .

رشتیه میره خونه، میبینه زنش یه ساعت طلا دستشه، میگه:خانم جان، اینو از کجا اوردی؟! زنه میگه: یه ساعت دادم یه ساعت گرفتم!!!

دخترِ رشتیه میره پیش مامانش میگه: مامانجون چه گردنبند خوشگلی داری، اینو بابام برات خریده؟! زنه میگه: من اگه به امید بابات بودم، الان تو رو هم نداشتم!!!

قزوینیه تو صف نون بوده، یه پسر خوشگل هم جلوش واستاده بوده. یه دفعه شاطره میاد بیرون، میگه: نون تموم شد! ملت هم میرن دنبال کار و زندگیشون و صف به هم میخوره. قزوینیه شاکی میشه، داد میزنه: نون تموم شد که شد! صف رو چرا بهم میزنید!

دوست خوب مثل سوتین میمونه: همیشه نزدیکه قلبته-بهت اعتماد به نفس میده -از افتادنت جلو گیری میکنه - همیشه بالا نگه ات میداره

رابطه دختر ایرونی با عشق:اگه بکنیش عاشقت میشه,اگه عاشقش بشی میکندت!!!!


سه نفر کل گذاشته بودن سر پستونای زنشون!اولی میگه:پستونای زن من اندازه خربزهست دومی میگه پستونای زن من اندازه ی هندونست سومی میگه با با اینا که چیزی نیست من وقتی کرست زنم رو میبرم خشک شویی یارو میگه: چتر نجات قبول نمیکنیم


هر كي زير ما خوابيده راضي بوده . . . . . . شما هم امتحان كنيد . . . . . . . . . . . . پتوي گلبافت

--------
خيلي تحت فشارم چكار كنم ؟

ميگه برو پشت ساختمون تداركات

يه بشكه هست كه مي بيني يه كون ازش بيرونه

خودت رو راحت كن

ميره ميبينه آره درسته يه بشكه هست كه يه نفر توش خودش

رو مخفي كرده فقط كونش بيرونه

خوشحال ميشه خودشو خالي ميكنه

هر روز همينكار رو ميكرده

يه روز ميره مي بينه همه پادگان صف كشيدن

كسي هم توي بشكه نيست

ميگه جريان چيه ؟

ميگن كجايي تو ؟؟ امروز نوبت توست برو تو بشكه
---------------------

ميدوني آمار دختر بازي در چه حيووني بيشتره؟ حلزون چون هم ماشين داره هم خونه خالي


شوهر يه سيب زميني مي ميره

تا ۴۰ روز بند نميندازه

ميشه كيوي

-----------------------------------


پسره ، دختر محلشون را نشون ميكنه ، رفيقاش ميان با سنگ ميزنن


به عضنفر ميگن از قفل فرمونت راضي هستي ميگه آره فقط سر پيچ اذيت مي كنه!

---------------------------------------------------------------

يه مرده ، زنشو تو يه فيلم بد مي بينه آخر فيلم ميگه خدا شكر كه فيلم بود

--------------------------------------------------
دختر و پسره داشتن با هم قايم باشك بازي ميكردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستي منو پيدا كني بغلم كن و بوسم كن ، اگه هم نتونستي منو پيدا كني من زير راه پله قايم شدم !

----------------------------------------------------

يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائي وقتي شما با ماماني ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم بودي ... رفتني پيش من بودي ، برگشتني پيش مامانت


--------------------------------------------------

خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه: اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن، بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه: هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه. معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه: خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه : بپرس. پسره ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: خوب معلومه، سومي! بچهه ميگه: نه...جوابتون درست نبود. اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد

----------------------------------------------------

تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر مدتيه كه احساس پوچي ميكنم! دكتره ميگه: يعني چي؟ تركه ميگه: مثلاٌ الان يك ساله ميدونم كه زنم خرابه.. ولي عين خيالم نيست! دكتره ميگه: خوب تو بعضي شرايط اين ميتونه طبيعي باشه. تركه ميگه: نه آقا دكتر، آخه دخترم هم تو كار هروئينه، ولي من خياليم نيست. دكتره ميگه: خوب اين هم دليل نميشه... تركه ميگه: نه آخه آقاي دكتر، الانم كه شما جلوم نشستين، انگار دارم با .كي....م حرف ميزنم

---------------------------------------------------------

يه دفعه بامشاد داشته با پيچ گوشتي به ناف شكمش ور ميرفته يكهو پيچ شكمش باز ميشه باسنش مي افته

-----------------------------------------------
اول سرش را با تُف خيس ميكنيم .... بعد سيخش ميكنيم .... بعد ميكنيمش تو سوراخ ......... ما اينطوري سوزن را نخ ميكنيم شما چطوري ؟


-------------------------------------

يه روز صبح يه پيرزنه ميره كلانتري ميگه ديشب دزد اومده خونه ام و به من تجاوز كرده

افسر مربوطه ازش مي پرسه مگه شما بيدار بودي

پيرزنه ميگه : نه
افسره ميگه : پس از كجا فهميدي بهت تجاوز شده
پيرزنه ميگه : صبح كه بيدار شدم ديدم جيگرم خنك شده

--------------------------------------------------------

بهروز خالي بند يه زن حامله رادر اتوبوس ميبينه و به او ميگه : خانم اين چيه
خانومه ميگه : معلومه بچه ام است ديگه
بهروزه ميگه : دوستش داري
خانومه : آره خوب، خيلي
ميگه : پس چرا قورتش دادي

--------------------------------------

يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ، شير مامانشو نمي خورده ، هر زن ديگه اي هم آوردن ، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينكه يه زن سياه ميارن بچه شيرشو مي

خوره بابائه مي گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شيركاكائو مي خواستي ما نمي دونستيم

-----------------------------------------------


آقا غلام تو اتوبوس كنار يه خانم چاقي نشسته بود يه نيگاه به خانومه كرد و گفت : راستي خانم اسم شما چيه
خانمه گفت : غنچه

آقا غلام گفت : شما وا بشين ديگه چي چي ميشيد

------------------------------------------

يه بنده خدائي يه تيكه جور ميكنه اما جا نداشته ، خلاص هر چي اين در اون در ميكنه خونه خالي گيرش نمياد ، يه هو ميبينه يه تريلي گوشه خيابون پاركه ، خلاصه ميرن زير تريلي و تو حس بودن كـــــــــــــه ميبينه يكي زد سر شونش !!! طرف بر ميگرده ميبينه واي يه افسره است ميگه بله قربان چي شده ، سروانه ميگه شما اينجا دارين چي كار مي كنين ، يارو هول ميكنه ميگه هيچي قربان دارم روغن ماشين را عوض ميكنم ، سروانه ميگه عزيزم اولا روغن ماشين را از اين طرفي ميشن و عوض ميكننن نه اون طرفي ، دوماً تريلي نيم ساعته رفــته

----------------------------------------------------------------

طرف شب عروسيش بوده خلاصه به داداش كوچيكش ميگه برو يه بسته كــرم از داروخونه بگير بيار .. آقا اين بچه ميره ميخره ميده دست داداش دوماده اونها هم ميرن تو حنجله ..... خلاصه مبينن يه ساعت شد نيومدن دوساعت شد سه ساعت شد يه روز شد ميبينن عروس دوماد نميان بيرون ، ميگن بابا اينها مگه چه كار ميكنن ، بچه ميگه من بگم من بگم ، ميزنن تو سر بچه ميگن وااااا ، بچه چه معني داره از اين حرفها بزنه ، خلاصه سرتون درد نيارم يه روز شد دو روز شد يه هفته شد مبينن نميان بيرون ، ميگن بچه تو كه ميدوني چرا نميان بيرون ،،، پسره ميگه راستش داداش گفت برو يه بسته كــرم بخر ، مغازه بسته بود من هم يه بسته چسب دوقلو خريدم بهش دادم

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 20:48

صفحه بندی