امروز 5 تیر و چه زود لحظه های با هم بودنمان رو به اتمام است. دلم می گیره وقتی به تابستون و روزاش فک می کنم که دیگه پیش من نیستی. انگار تو این روزهای اخری عقربه های ساعت هم به با هم بودن ما حسودی می کنن و سریع تر در حرکتند. شاید الان معنی این جمله رو بهتر درک کنم "دلمان که می گیرد تاوان لحظه هایی است که دل بسته ایم". تنها دلخوشی من مهر ماه و دیدن روی گل تو هستش. امیدوارم زودتر و یه بار دیگه صحنه مواجه شدن با تو در 14 فروردین تکرار شه البته این بار تو خوابگاه....
عزیز دلم امیدوارم تابستون خوبی داشته باشی...
مهربانیت آنقدر زیباست که سنجاقکی بدون ترس کف دستت آب می خورد، شب ها آمدند و روزها سپری شدند، اما تو همان خوب دیروزی.............
برچسب:
نویسنده: تايافا
تاريخ: يکشنبه
9 تير
1392 ساعت: 20:47