خنده ام میگیرد..
وقتی پس از مدت ها بی خبری،
بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری،
میگویی دلم برایت تنگ است؛
یا مرا به بازی گرفته ای..!
یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی..!
دلتنگی ارزانی خودت..
دیگر حوصله ی زندگی کردن را ندارم
اعصاب ندارم
کاش کسی بود تا باهاش بستنی می خوردم و حرف می زدم
دختر یا پسر بودنش مهم نیست
فقط ای کاش کسی بود...

قصه ی بعضی عشقا،
همون قصه دمپایی های خوابگاهه!
دیگه هیچ وقت لنگه شون پیدا نمیشه!

برچسب:
نویسنده: تايافا