خرید بک لینک

بیهوده انتظار می کشی.

بیهوده انتظار می کشی

که این جاده، برای یک لحظه

یک لحظه

یک لحظه همخلوت شود،

تا تو در خلوتش به آسودگی قدمی بزنی،

به آسودگی دمی بیاسایی

به دوردستها نگاه کنی

و بی دغذغه نفسی بکشی ...

بیهوده انتظار می کشی

بیهوده انتظار می کشی

تا در خلوت این جاده، برای یک لحظره

یکلحظه

یک لحظه هم،تسلطی

بی اضطراب داشته باشی _ جابرانه و ظالمانه؛

خوابی خوش در دباج دیبا

آبی خوش، در تنگ بلور

نامی خوش، درگذرگاه تاریخ ...

بیهوده انتظار می کشی.

تو، حتی درگ ور هم آسوده نخواهی خفت

چرا که گروهیعظیم، تازه نفس و پرشور و مومن،

برای نبش قبر،

و بیرون انداختنت از خاک،

در این جاده در عبوری ابدی هستند ...

جاده را نگاه کن!

پناه بر خدا!

پناه بر خدا!


آتش بدون دود _ کتاب ششم،فصل سوم،نادر ابراهیمی

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 20:45

صفحه بندی