رفتم آلبوماشو دیدم قشنگ بود کارِش گفت عروساشم برم ببینم از نـزدیک.
خندم گِرفته بـود پاشُدم رفتم بالا سرِ عروساش.کارش خوب بود.
آرایشگره هم گُفت خودت خوشگلی کارم راحتتره.دی:
گُفت 15 روز قبلِ جشن زنگ میزنن که بـرم واسه مُشاوره.
بیانه هم دادمُ خیالم راحت شُد.غروب میریم با آتلیه هم قرارداد ببندیم.=)
برچسب:
نویسنده: تايافا