خرید بک لینک
صُب رفتم آرایشگاه که نوبت بگیرم.آرایشگاش معروفه میدونسم کاراش خوبه.اتفاقا امروز 3 تا عروس داشت.یعنی همزمان داشت 3 تا عروس آماده میکرد.

رفتم آلبوماشو دیدم قشنگ بود کارِش گفت عروساشم برم ببینم از نـزدیک.

خندم گِرفته بـود پاشُدم رفتم بالا سرِ عروساش.کارش خوب بود.

آرایشگره هم گُفت خودت خوشگلی کارم راحتتره.دی:

گُفت 15 روز قبلِ جشن زنگ میزنن که بـرم واسه مُشاوره.

بیانه هم دادمُ خیالم راحت شُد.غروب میریم با آتلیه هم قرارداد ببندیم.=)

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 20:33

صفحه بندی