از کجا بنویسم؟؟! اینام صاف میرن رو اعصابم! دلم میخاد برم حموم ولی پره! منتظر نشستم خالی شه! از بیمارستان اومدم الانا! چقدر خستم! خیلی خسته..دلم خونه میخاد ولی من خابگاهم...دوس دارم درس بخونم..این فرشته هم امروزا نمیشه باهاش حرف زد هجوم میاره به ادم..بهش گفتم باهات نمیشه حرف زد میپری به ادم...میگه نه ! کور خود بینای مردم...نکه خودش داهاتیه روستاییه٬ واسه ما درس میخونه الکی کلاسه اضافه میاد...بعضی وقت ها میبینمش حرص میخورم حسابی بیشتر واسه اینکه نمیخونم و اعصابم خورد میشه...میگم خودم بخونم ادم بشم یکم...آه...