خرید بک لینک

بهزیستی عضو خاموش جامعه

موضوع تکدی گری در خیابانهای شیراز نگران کننده است . پدیده ایی زشت ونا هنجار که از غفلت مسلم مسوولین در امور اجتماعی سرچشمه می گیرد.

سازمان بهزیستی چه مسوولیتی بر عهده دارد ؟ این سازمان در سالهای گذشته با واگذاری امور نگهداری وتوانبخشی معلولین موضوع نگهداری وتوانبخشی این گروه نیازمند را به موسسات خیریه مردمی واگذار کرده است تا آنان نیز با دریافت صدقه از مردم به هر شیوه ، ماجرای نگهداری و توانبخشی معلولین را سامان دهند .

از طرفی ماجرای ترک اعتیاد نیز به بخش خصوصی واگذارشده است ،واگذاری که تنها به کار پولدارها می خورد تا آن عده از معتادان ولگرد خیابانی !

در واقع امور مربوط به ارایه خدمات اجتماعی (برای بهتر زیستن) پیوند عمیقی با پرداخت صدقه پیدا کرده است که البته در شمار درآمدهای ناپایدار محسوب می شود . این روزها صدها موسسه ومرکز خیریه در حال ارایه خدمت به نیازمندان جامعه هستند وباید دید کدامیک به شیوه استاندارد واصولی به این مهم پرداخته اند وکدامیک با شیوه های سنتی و آزار دهنده ؟ برخی از این موسسات با به خدمت گرفتن افراد در خیابانهای شهر به جمع آوری صدقه اقدام کرده اند ودر این راه از به خدمت گرفتن دختران جوان نیز کوتاهی ننموده اند !

در مقابل این اقدام وفاش شدن ابعاد درآمد های تکدی در شیراز، برخی افراد با نیازمند جلوه دادن خود به خیابانها آمده وکاسه گدایی خود را پر از بخشش های ناصحیح مردمی می کنند که باید در نبود حمایت های سازمان بهزیستی وکمیته امداد اما به داد نیازمندانی برسند که ناله به هوا بلند کرده اند .

موضوع کودکان کار خیابانی و کودکان متکدی و آندسته از زباله جمع کن ها نیز مزید برعلت است تا چهره پایتخت فرهنگی ایران اسلامی را آنگونه نشان دهد که نباید .

باید در شرح وظایف سازمان بهزیستی نگاهی دوباره داشت وآن را بازنگری کرد . آیا بودجه های اختصاص یافته به این سازمان تنها صرف پرداخت حقوق و مزایای ماموریت های در پوشش سازمانی می شود یا فکری به حال آسیب های اجتماعی نیز شده است . در کشور ما رسم براین است تا توپ مشکلات را در زمین حریف بیندازیم . مثلا توپ مشکلات اعتیاد را در زمین ستاد مبارزه با مواد مخدر بیندازیم وبهزیستی را تنها عضو خاموش آن بدانیم . یا اینکه توپ فقر را در زمین اداره کار و تامین اجتماعی و مشکلات صنایع و معادن و عدم توفیق در معادلات اقتصادی کشور بیندازیم و بگوییم چون کار نیست مردم متکدی شده اند .

اما باید دید وظیفه هر سازمان چیست ودر گذشته چه اقداماتی برای پیشگیری از آسیب های اجتماعی و تاثیراجرای برنامه های توسعه انجام شده است ؟ آیا برنامه ریزان حوزه های اجتماعی سازمان بهزیستی در ماجرای برنامه های توسعه و آسیب های اجتماعی ناشی از آن صاحب نظر هستند ؟ اگر رای کارشناسان این سازمان بدون تاثیر است چرا اعتبارات کلانی هر ساله صرف بقای آن می شود که تنها عضو خاموش جلسات امور اجتماعی می باشند ؟

آنچه مسلم است هزینه های کلان بقای یک سازمان در شرایطی که ادارات ونهادهای موازی بی شماری در حال رقابت با آن هستند چندان به صلاح کشور و معادلات اقتصادی آن نیست . هر چند امیدواریم در این رهگذر عجولانه قدم نگذاریم .

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 20:31

صفحه بندی