هر که آرد سخن عشق به آن می ختدم
روزی از عشق دلم سوخت که خاکستر شد
بعد از این سوز به هر سوز جهان می خندم..!
فکر می کردیم عاشقی هم بچگی ست
اما حیف..!این تازه اول یک زندگی ست
زندگی چیزی ست شبیه یک حباب
عشق آبادیه زیبایی در سراب
فاصله با آرزوهای ما چه کرد
کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد
در نگاهت خونده ام غرق تمنایی هنوز
گرچه در جمعی ولی تنهای تنهایی هنوز
بی تو امشب گریه ام با من غریبی میکند
دیده در راه هست چشمانم که باز آیی هنوز
برچسب:
نویسنده: تايافا