خرید بک لینک
سلام

۵ ساله شدیم .

به همین سادگی

به همین خوشمزگی.

نمی دونیم که مث یه سری از سن ها ، چیزی به اسم بحران ۵ سالگی

هم وجود داره یا نه؟

ولی به هر حال ، چه باشه و چه نباشه ، باستحضار می رساند که در ما

اثری از این بحران نیست.

۲.بابایی هم این وسط جوزده شده و این شعر رو واسمون سروده و کلی

مارو شرمنده اخلاق ورزشی خودش کرده.

چیکار کنیم دیگه.

همیشه که قرار نیست مامانیا قربون صدقه دست و پای بلورین بچه هاشون

برن ،بعضی وقتها هم این وظیفه رو به بابایی ها تفویض میکنن.

و حالا این شما و این هم شعری اختصاصی به افتخار ما :

خدا لبخند زد ، با لطف خود ما را نشان کرد و

پذیرای دو تا از دختران آسمان کرد و

برای آخرین روز از نخستین ماه پاییزی

شما را که پری بودید ، بر ما میهمان کرد و

خدا می خواست ردی از خودش بر جای بگذارد

و در چشمانتان رد نگاهش را نهان کرد و

کمی از مهر خود را در درون سینه هاتان ریخت

شما را صاحب عمق نگاهی مهربان کرد و

برای آنکه شیرین تر کند این زندگانی را

شما را بیشتر از بیشتر ، شیرین زبان کرد و

به پاداش تمام خوب بودنهایتان ، شاید

شما را مانیای عشق و مانای جهان کرد و

...

۳. و این هم یه عکس اختصاصی به مناسبت این زادروز خجسته

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 20:29

صفحه بندی