مثل کنده شدن از ریشه ای
که شاید نبودش تو رو بخشکونه
یا مثل کنده شدن از عاداتی
که اگر نباشن احساس خلا وجودت رو پر کنه
یا ... یا ... یا حتی کندن یه پوست اضافه
توی قسمتی از سطح بدنت
کندن همیشه سخت بنظر میرسه
بس که بینابین اون بخش هایی از خودمون
رو پنهان کردیم
خودمون رو پوشونیدم با یک احساس
خودمون رو چسبونیدم به یک طنابی
از تضاد برای رها شدن از آسیب پرتگاه های پیش رو
و خودمون رو دور از دست رس کردیم
با پذیرش عادت هایی که از ما دور بودن
اما حس کردیم باید باشن
اما هر چقدر نخوایم
هر چقدر برامون درد آور باشه
و هر چقدر دور از ذهن
" تاولی که آب زیر سطحش خشک بشه
محکوم ِ به کَندِ شدنِ "
برچسب:
نویسنده: تايافا