خرید بک لینک

هر چه مینویسم پنداری دلم خوش نیست!

دوستی میگفت غم با غصه فرق داره. میگفت غصه از مادیات سرچشمه میگیره و سطحی و زودگذره ولی غم از درون آدم میجوشه و عمیق و ماندگاره.. دکتر شریعتی میگه از علائم مومن آرامش است و اندوه.. روحی که در درد پخته میشود آرام میگیرد..

همه اینها راسته،بعضی از آدمها همیشه توی لحظه لحظه زندگیشون یه غم عمیق توی چشماشون توی نگاهشون توی همه حرکاتشون نهفته انگار هیچوقت خنده ای از ته دل ندارن حتی تو لحظه هایی که دارن اوج لذات دنیایی رو تجربه میکنن انگار میدونن هیچ خوشبختی ماندگار نیست همیشه دارن به بعد فکر میکنن که باز احساس تنهایی و غربت میکنن بین اینهمه آدمهای گوسفندوار با دلخوشی های ساده و بیمعنیشون. من به این آدمهای گله ای حسادت میکنم! من به قهقهه خنده هاشون به افکار پوچشون حسادت میکنم، چقدر زندگی برای اینها راحته! شریعتی راست میگه نعمت بزرگیه خریت! من میفهمم چرا هدایت نمیتونه تو دل اروپا، تو دنیایی که هیچ محدودیت و حدومرزی وجود نداره شاد باشه من میفهمم چرا بارها سعی میکنه خودش رو از این زندگی که لذتی ازش نمیبرده رها کنه منم از همون نژادم . من میفهمم چرا کار نیچه به جنون میکشه بگذار همه بگن اینها آدمهای بیماری بودن که از افسردگی رنج میبردن برای من مهم نیست دیگران چه فکری میکنن این آدمها ستودنی هستن کسانی بودن که از بالا به دنیا نگاه میکردن و بیهودگی اون رو درک میکردن.. شاید منم همون زنده به گور صادق هدایت هستم..

نیچه میگه زندگی پوچ و دگرگون از چیزی که عوام میبینن هست ولی باید بهش عشق ورزید و تا آخرین لحظه اراده و نیروی زندگی رو تقویت کرد. اون میگه باید گامهای بزرگ برداشت و برفراز قله ها پرواز کرد و میگه آنچه مرا از پا درنیاورد قوی ترم میسازد..

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 20:28

صفحه بندی