خرید بک لینک
سن مننگ آیمه دنگ ایزنگه آسمان ده گئرردم

گئر ماقنگ چن خبکه هر گیجه من دامده یاتردم

الدوزه بیرمه بیر قراق وورردم سنه یاخن نن ائپردم

بلوده یشماق ائدردنگ گنه ایزه یاشرردنگ

آیدن لق تا تئکلرده او گیجه داغه چخردم

"آیمنگ اون دئرده" سن ده نمه چن چایه باتردنگ؟

گین گلرده آی گئچرده ساعته بنده ده جانم

من اولردم یاش و سن گین آیه چن گین ده بیشردم

سن گئچردنگ و گئدردنگ من اولردم سنه شیدا

ایریم گنه دئیرده باشمه گلرده غوغا

تا گلردنگ کوچه باغدن ایزنگه دولاندرردنگ

اوترردم یول باشنگ ده نمه آسمانه چخردنگ ؟

عمرمنگ بهاره گئشده ایریم اوتنگ ده بیشده

آینگ اون دئرده که اولده گئزلرم عکسنگه دیشده

آسماننگ ایه ینگ سن ! گینه سن الدوزینگ سن

آسمان یقلده گیلده گئزلرم "آیه تیکلده"

ترجمه فارسی

تو ماه من بودی

تو ماه من هستی ...که من روی ماهت را در آسمان میدیدم

برای دیدنت رویت پنهانی هرشب در پشت بام میخوابیدم

ستاره ها را یک بیک برای بوسیدن روی ماهت بکناری میزدم

ابرها را"پوشیه " میکردی و صورتت را می پوشاندی ...پنهان میکردی

تا شب مهتابی میشدآنشب را به کوه در میامدم

ماه شب چهارده من...تو بگو چرا در چاه فرو میرفتی

روز ها و ماهها میگذشت و ساعتها و لحظه ها بند به جانم بودند

من اشک میشدم و تو چشم..که برای دیدنت در آفتاب میسوختم

تو میامدی و میرفتی من شیدایت میشدم

و بازهم قلبم به تپش در میامد و در سرم غوغایی برپابود

تا از کوچه باغمان میگذشتی...صورتت را ازمن برمیگرداندی

و من که بر سر راهت مینشستم و تو به آسمان پر میکشیدی

بهار عمرم که گذشت....و دلم در آتش عشقت گداخت ....

و شب چهاردهم ماه که شد ...باز چشمم به عکست در ماه خیره ماند

تو ماه آسمانی ...خورشیدی ستاره ای؟

آسمان گریست و خندید و من چشمم همچنان در ماه خیره ماند....

که نیامدی...

"سوسن قاسم آبادی"

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 20:20

صفحه بندی