قند دئده سپده شکر نشانه ، آیت ده علی
ایریم تانده او خداینه "علی یه نن "
المه علی توتر که دیزه قوت ده علی
کرم نن نگینه باغشلده گدای او .....
من بیلردم که دامر ابر سخاوت ده علی
عزته نن دئده او " بلبل ترک آذری"
او گیجه جایده یاتر بتون شجاعت ده علی
دینه چن جانه قویر قانن او زلال گئچر
قاتله مجال بئرر نه بیر شهامت ده علی
نمه دم آده نه من خدای دیه بشر که یو ..
آسمان تکن یاغر دنیای رحمت ده علی
فاطمه فاطمه ده علی بهی علی ده که
کوفه ده غربتنه امضا ائدر نه بیر قیامت ده علی
شهریار ایشار ایشار که ترک دیلنگ چراغه سن
یازدنگ اونن گئجه یه قلم چکر دشمن ظلمت ده علی
قلمنگ قزل یازر سن که علی دن یازرنگ
شه ملک لا فتی شاه ولایت ده علی
"ترجمه فارسی"
"شاه ولایت است علی"
زیبا نوشت شهریار "که علی همای رحمت است"
شیرین گفتار است بمانند قند... و شکر پاشید که گفت "علی نشانه و آیتی از خداوند است "
که دلم خدایش را توسط علی شناخت
دستگیرم خواهد شد که قوت زانوانم نام علی است
از فضل و کرمش نگین انگشتریش را به گدا بخشید
میدانستم که خواهد چکید که علی ابر رحمت است"سحاب رحمت...
آن بلبل ترک اذری از عزتش نوشت
انشب را در رختخواب خواهدخوابید که "علی شجاعت کامل است"اشاره به در بستر بجای پیامبر خوابیدن انحضرت
او جانش را در راه دین گذاشت و از خونش به زلالی گذشت کرد
و به قاتلش امان داد که "علی چگونه شهامتی است....بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا
علی را که نه خدا است و نه بشر چه بناممش
که بمثابه آسمانیست و میبارد که" دنیای رحمت علی است
فاطمه فاطمه است و مقام علی بزرگست
وقتی غربت کوفه را امضا میکند ... علی چه قیامتی است
شهریارا تو بدرخش و بدرخش که چراغ ترک زبانان هستی
که گفتی علیست که به بدیها قلم عفو میکشدوو دشمن تاریکیها علی است
شهریار تو قلمت "طلا" مینویسد که از معرفت علی نوشتی
"شه ملک لا فتی " که شاه ولایت علیست
با برداشتی آزاد از
شعر
"علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را"استاد شهریار
سوسن قاسم آبادی
برچسب:
نویسنده: تايافا