بوگین گنم چار کوچه دن یا ز رم
قدیمی دروا زه نگئزه آ چرم
باشارمسم آقشقه دن با خرم
"وال چادرنگ" تا لیز یئده باشنگ نن
آیه ده که مات قالده او ساچنگ نن
ساتین گلدار اوتروده انگنگه شا صنم
دینم سننگ سلیقه نگه من گنم
کئنه ینگم قشنگه ده آبیه ده مخملی
ساچنگ قره چرقدنگ آق گل گلی
نه بیر آئینگ آینگ اون دئرد ه ینگ سن
حوری ، پری ، فرشته ینگ .. کمنگ سن ؟
غربول چئله ائوه صنم ایشق ائد
آقشقنه سن شو خدای آچق ائد
قالی لره سیلت دلن سن گئچنگ
بیر مله نه بذلت دلن تا گئرنگ
کوچه مزنگ قشنگ قزه شاصنم
ائلچه سنه "عمه ،خله ،هم انم"
بوگین صنم چارکوچه دن یازرم
سننگ کمن یرمه سانه قشنگ قزه سانیرم
ماه صنم و گل پری یو خدیجه
فاطمه یو هم زری یو شو غنچه
گلابتون ماه پری یو زبیده
دردانه یو آیجمال و حدیقه
قمری و بلبل شکر و حمیده
که کلی و ساری گل و بنوشه
مملکت و نازکت و حبیبه
کوچه مزنگ قشنگ قزه سن گنم
شاصنمنگ ، شاصنمنگ ، شاصنم
ترجمه فارسی
زیباترین دختر کوچه ما "شاه صنم"
زیباترین دختر کوچه ما شاه صنم
امروز باز هم از "چهار کوچه " مینویسم(۱)
دروازه قدیمی را میگشایم
نتوانم از پنجره نگاه خواهم کرد
زمانیکه چادر وال ا ت از سرت سر خورد و بکناری رفت(۲)
این ماه بود که از موهایت متحیر ماند
لباس ساتن که بر تنت چه زیبا نشسته بود شاه صنم
دوباره سلیقه ترا تحسین میکنم
پیراهن تنت که آبی رنگ و مخملی بود
و موهایت که با روسری سفید گلدار پوشیده شده بود
تو چه ماهی هستی که به ماه شب چهارده میمانی
حوری .پری ،فرشته ای که براستی که هستی ؟
خانه ام را که باندازه غربال کوچک است روشن کن
و پنجره ات را به خدا سوگند باز ش بگذار...
قالی گسترانیده ام که تو بگذری
و محله ای را آذین بسته ام که تو ببینی
شاه صنم تو زیباترین دختر کوچه ماهستی
به خواستگاریت عمه و خاله و مادرم را میفرستم
امروز بازهم از چهار کوچه مینویسم
و باز مثل تو بیست دختر زیبا ر ا خواهم شمرد
ماه صنم و گلپری و خدیجه
فاطمه و زری و غنچه
گلابتون و ماه پری و زبیده
دردانه و آیجمال و حدیقه
قمر ی و بلبل ،شکر و حمیده
که کلی و ساری گل و بنفشه
مملکت و نزاکت و حبیبه
"زیباترین دختر کوچه ما که بازهم تو هستی
شاه صنمی ، شاه صنمی ، شاه صنم
۱(چارکوچه)=نام محله قدیمی
۲(وال ) = نام پارچه ای نازک
"سوسن قاسم آبادی"
برچسب:
نویسنده: تايافا